تبليغاتX

شميم عاشقي
برای آن گلی که با آمدنش بهار می شود

 

 

 

 

 
 
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد نشانه چییست
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
کسی که سبز تر است از هزار بار بهار
کسی شگفت کسی، آنچنانکه میدانی
کسی که نقطه آغاز هرچه پرواز است
تویی که در سفر عشق خط پایانی
 
 
قیصر امین پور
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 13:18  توسط منتظر  | 

 

چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی

سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

 


 



أهنيئ محمد وآل محمد وألأمة ألإسلامية والمراجع العظام بحلول مولد منقذ البشرية من الضلالة والردى ألأمام صاحب العصر الزمان محمد بن الحسن المهدي الحجة المنتظر عجل ألله فرجه الشريف سائلاً ألله ان يجعلنا من أعوانه وشيعته ومحبية والذابين عن دين أبائه وأجداده والطالبين بثأرهم الذي به تملآ ألأرض قسطاً وعدلا بعدما ملآت ظلماً وجورا, وان يجعل صلاتنا به مقبولة وذنوبنا به مغفورة وأرزاقنا به مبسوطة وحوائجنا به مقضية برحمتك ياأرحم الراحمين
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 19:28  توسط منتظر  | 

 

در سامرا، در جوار بارگاه مقدس امام هادى و امام حسن عسكرى(عليه السلام)سردابى هست كه به عنوان محل برگزارى نماز توسط سه امام بزرگوار ما حضرت امام هادى و امام حسن عسكرى و امام زمان(عليهم السلام) مورد احترام است. اما متأسّفانه برخى نويسندگان و تاريخ نگاران اهل سنّت داستانى ساختگى را مبنى بر غايب شدن امام زمان(عليه السلام) در سرداب در نوشته هاى خويش آورده و با متّهم ساختن شيعيان به انتظار خروج امام زمان(عليه السلام) از سرداب، آن را مسخره كرده و شيعه را مورد انتقاد قرار داده اند.

در پاسخ به اين بى احترامى ها، دانشمندان شيعه هم با تحقيق و استدلال، نحوه تلقى آنان را انكار كرده اند. در اين جا به جواب مرحوم علامه امينى اكتفا مى كنيم كه در «الغدير» فرمود:

«...و تهمت سرداب، تهمتى زشت تر است،             ...شيعه اصلاً اعتقاد ندارد كه امام(عليه السلام) در سرداب        غيبت كرده است. و نه آن ها بوده اند كه او را       غايب گردانيده اند و نه آن امام معصوم(عليه السلام)از               سرداب ظهور خواهد كرد بلكه اعتقاد شيعه به          مدد روايات بر آن است كه او از مكه معظمه و برابر               كعبه ظهور خواهد كرد و هيچ كس به سرداب قايل   نيست ...و اى كاش سازندگان قصّه سرداب در         اين دروغ فاحش همگى بر يك رأى مى بودند          تانشانه هاى ساختگى بودن آن رسواى شان                نمى ساخت، و چنين نبود كه يكى از آن ها سرداب را در حلّه و ديگرى در بغداد و آن ديگر     در سامرا بداند و كسى هم از آن اظهار بى اطّلاعى    كند

 

کتاب:ناپیدا ولی با ما

 واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 23:22  توسط منتظر  | 

 

ما به مهدى موعود شخصى معتقديم نه نوعى، يعنى به ظهور شخصى به نام مهدى (ع) فرزند امام حسن عسکرى (ع) با خصوصيات ظاهرى وباطنى اعتقاد داريم، ولذا هيچ گاه در تطبيق آن اشتباه نخواهيم کرد، خصوصاً آنکه معجزه نيز مؤيّد ومثبت وجود او است. وامامان از اهل بيت، نيز هر کدام خصوصيات او را ذکر نموده‏اند.

البته ما منکر سوءاستفاده از مفهوم عالى مهدويت نيستيم، چنان که از مقام منيع ربوبيّت ومقام نبوّت نيز سوءاستفاده‏هايى شده است. وظيفه ما است که امام زمان (ع) را با تمام اوصاف مشخّص شده از طرف پيامبر وامامان: بشناسيم تا فريب مدّعيان دروغين مهدويت را نخوريم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:10  توسط منتظر  | 

 

اين سؤال گاه از ديدگاه شخص غيرشيعى مطرح گشته وگاه نيز از شخص شيعه امامى مطرح مى‏گردد. در صورتى که سؤال از شخص غير امامى مطرح گردد دو گونه مى‏توان به او پاسخ داد:

الف. اينکه اين موضوع را بايد همانند ساير مسائل اجتماعى بررسى کرد، به اين معنا که هر گاه مصلحت اسلام وبشريّت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.

ب. اينکه امام (ع) از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأييد است دستور ظهورش را مستقيماً از جانب او خواهد گرفت.

ودر صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح ونظر داده شده است:

1 - اينکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت رواياتى که از آباء واجدادش رسيده آگاهى دارد. اين احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است.

2 - اينکه امام (ع) به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به اين نحو که خداوند هنگام رسيدن وقت ظهورش معجزه‏اى ايجاد خواهد کرد و با آن، حضرت به وظيفه‏اش که همان ظهور است التفات پيدا مى‏کند. در روايات اشاره به اين احتمال شده است:

راوندى مرسلاً از امام کاظم (ع) در حديثى راجع به حضرت مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه: أُخرج يا ولىّ اللَّه! فاقتل أعدآء اللَّه، وله سيف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السيف من غمده وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه السيف: أُخرج يا ولىّ اللَّه! فلايحلّ لک أن تقعد عن أعدآء اللَّه...»؛ «هر گاه وقت خروج حضرت رسيد علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که اى ولّى خدا! خروج کن ودشمنان خدا را به قتل برسان. وبراى او شمشيرى است، هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بيرون مى‏آيد وحضرت را ندا داده، مى‏گويد: اى ولىّ خدا! خروج کن، که براى تو حلال نيست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى.»( خرائج وجرائح، ج 3، ص 1167، ح 64 ؛ کمال الدين، ص 155 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 311، ح 4)

صدوق نيز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق (ع) درباره تفسير جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد اللَّه عزّوجلّ إظهار أمده نکت فى قلبه نکتة وأمر بأمر اللَّه عزّوجلّ»؛ «همانا از ما امامى است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غيبت به در آورد، در قلب او علامتى مى‏نهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.»( کمال‏الدين، ص 349، ح 42 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 57، ح 49 ؛ کافى، ج 1، ص 343، ح 30)

در حديثى از امام زمان (ع) رسيده که فرمود: «علمنا على ثلاثة أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضى فتفسير، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فى القلوب ونقر فى الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛ «علم ما اهل بيت بر سه نوع است: علم به گذشته وآينده وحادث. علم گذشته، تفسير است. علم آينده، موقوف است. وعلم حادث، انداختن در قلوب وزمزمه در گوش‏هاست. اين بخش بهترين علم ماست...».( دلائل الامامه، ص 524، ح 495)

3 - اينکه حضرت مهدى (ع) با آن ذکاوت وخُبْرَوِيّتى که دارد وقت ظهور را دريابد.

احتمال دوّم مطابق روايات وعقل است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:13  توسط منتظر  | 

 قالَ امام مهدی (عليه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِيَةٌ لِمَشيَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.


امام زمان علیه السلام فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشيّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نيز مى خواهيم.


بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غيبة نعمانى.
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:45  توسط منتظر  | 

                         

 

امروز آقا، بي تو جور ديگري بود
 حتي نگاه ياسها، نيلوفري بود
 
 خورشيد مثل پنج شنبه پا نمي شد
 انگار بين رختخوابش بستري بود
 
 برشانه هاي شمع ها در اول صبح
 تابوت يک پروانه ي خاکستري بود
 
 وضعيت آب و هوا مثل هميشه
 مثل هواي جمعه ي پشت سري بود
 
 چشم زمين جاهليت خيز دنيا
 دنبال خطّ کوفي پيغمبري بود
 
 اينکه غروب است و کمي بارانيم، نه
 از اولش هم روز گريه آوري بود
 
 در چشمايم ، التماس آخرينم

ما را به سمت چشمهایت می بری بود

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 11:19  توسط منتظر  | 

مدّعيان دروغين

 يكى ديگر از آسيب‏هاى معارف مهدويّت، ظهور مدّعيان دروغين در اين جريان مقدّس است. در طول ساليان غيبت امام مهدى‏عليه السلام افرادى به دروغ ادعا كرده‏اند كه با آن حضرت، ارتباط خاص دارند و يا از سوى آن بزرگوار، به مقام نيابت خاص رسيده‏اند.

 امام زمان‏عليه السلام در آخرين نامه خود به نايب چهارم، تصريح كردند:

 تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت، كارهايت را سامان ده و درباره جانشينى از خود، به هيچ كس وصيت‏نكن كه غيبت كامل فرا رسيده است... و در آينده بعضى از شيعيان من ادعاى مشاهده (و ارتباط با من) مى‏كنند. آگاه باشيد كه هر كس قبل از خروج سفيانى و صيحه (آسمانى) ادّعاى مشاهده داشته باشد دروغگو است.(6)

 با اين بيان روشن، هر شيعه آگاهى وظيفه دارد، مدّعيان ارتباط و نيابت خاص از امام را تكذيب كند و راه نفوذ و سودجوئى اين فرصت‏طلبان و دنيا خواهان را ببندد.

 بعضى از اين دروغگويان پا را فراتر نهاده و پس از ادّعاى نيابت، مدّعى مهدويت شده‏اند و در پى اين ادّعاى باطل، مكتب و فرقه‏اى انحرافى را بنيان نهاده‏اند و زمينه انحراف اعتقادى عدّه بسيارى را فراهم كرده‏اند(7) كه با مطالعه تاريخچه اين گروهها روشن مى‏شود كه بسيارى از آنها با پشتيبانى و حمايت استعمار به وجود آمده و به حيات خود ادامه داده‏اند.

 روشن است كه شكل‏گيرى فرقه‏ها و گروه‏هاى منحرف و پيوستن و اعتماد كردن افراد به مدّعيان مهدويّت يا نيابتِ امام عصرعليه السلام، ريشه در جهل و نادانى آنها دارد. شوق فراوان به ديدار امام‏عليه السلام بدون معرفت و آگاهى كافى نسبت به آن حضرت و غفلت از وجود شيّادان در اين عرصه، زمينه ساز ارتباط با مدّعيان دروغينى مى‏گردد.

 بنابراين شيعيان منتظر بايد با آگاهى كافى از معارف ناب مهدويّت خود را از دام شيّادان و نيرنگ بازان حفظ كنند و با پيروى از علماى متعهد شيعه در مسير روشن مكتب گام بردارند

6) كمال‏الدين، ج 2، باب 45، ح 45، ص 294.

7) يكى از اين فرقه‏هاى منحرف، فرقه بابيّت است كه رهبر آن «على محمّد باب»، ابتدا ادعاى نيابت امام مهدى‏عليه السلام را مطرح كرد و پس از آن مدعى شد كه همان مهدى موعود است و در نهايت ادعاى پيامبرى هم كرد! و اين فرقه منحرف زمينه شكل‏گيرى مكتب انحرافى بهائيت شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:14  توسط منتظر  | 

طرح مباحث غيرضرورى

 در فرهنگ ناب مهدوى معارف فراوانى است كه پرداختن به آنها يك ضرورت شمرده مى‏شود و نقش اساسى در جهت آگاهى بخشى به شيعيان دارد و براى ترسيم نحوه عملكرد آنها در زمان غيبت بسيار مهم است.

 گاهى افراد و مجموعه‏ها در قالب گفتار و مقاله‏ها و نشريّات و حتى كنفرانس‏ها به بحث‏هايى روى مى‏آورند كه هيچ ضرورتى براى طرح آنها احساس نمى‏شود و بلكه گاهى سبب ايجاد شبهه‏ها و سؤالات انحرافى در ذهن و انديشه منتظران مى‏گردد.

 براى نمونه پرداختن به بحث «ملاقات با امام زمان» و ترغيب و تشويق فراوان و به شكل افراطى نسبت به اين موضوع، پيامدهاى ناگوارى دارد و سبب نااميدى و گاهى انكار امام‏عليه السلام مى‏گردد. در حالى كه آنچه در روايات بر آن تأكيد شده است، حركت در جهت رضايت امام مهدى‏عليه السلام و پيروى از آن حضرت در گفتار و كردار است و بنابراين آنچه مهم است تبيين وظايف منتظران، در عصر غيبت امام است تا اگر توفيق ملاقات با امام دست داد، در حالت رضايتمندى آن بزرگوار باشد.

 پرداختن به مباحثى از قبيل ازدواج حضرت و يا وجود فرزند براى آن بزرگوار و يا محل زندگى حضرت و مانند آن نيز از نمونه‏هاى بحث‏هاى غير ضرورى است كه بجاست جاى خود را به مباحث كاربردى و تأثيرگذار در مسير زندگى منتظران بدهد. به همين دليل گفتگو درباره شرايط و زمينه‏هاى ظهور نيز بر بحث علائم ظهور مقدم است زيرا آشنايى با شرايط ظهور مشتاقان امام را به حركت در راستاى تحقق آن شرايط ترغيب مى‏كند.

 اين نكته نيز مهم است كه در طرح مباحث مهدويّت، جامع‏نگرى لازم است. مقصود از جامع نگرى آن است كه در هنگام گفتگو درباره يك موضوع مجموعه معارف مهدويّت مورد مطالعه قرار گيرد. گاهى بعضى افراد با مطالعه برخى از روايات و بدون در نظر گرفتن روايات ديگر، تحليل‏هاى نادرستى از جريان مهدويت بيان مى‏كنند. براى مثال با ملاحظه رواياتى كه از جنگ طولانى و خونريزى فراوان خبر داده است، چهره بسيار خشنى از امام غايب ترسيم مى‏كنند و از روايات ديگر كه جلوه‏هاى محبّت و مهربانى امام مهدى‏عليه السلام را بيان كرده است و سيره و اخلاق او را همانند خلق و خوى جدّ گراميش پيامبر مكرّم اسلام‏صلى الله عليه وآله معرفى كرده است، غافل مى‏مانند. بديهى است كه دقّت در هر دو دسته روايات، اين حقيقت را بيان مى‏كند كه برخورد امام‏عليه السلام با همه انسان‏هاى حق طلب - چه رسد به شيعيان و دوستداران آن بزرگوار - با دريايى از مهربانى و صفا و صميميّت خواهد بود و شمشير انتقام آن ذخيره الهى تنها بر گرده ستمگران و پيروان آنها فرود خواهد آمد.

 بنابراين گفتگو درباره موضوع مهدويّت صلاحيت علمى كافى مى‏خواهد و آنها كه چنين صلاحيتى ندارند نبايد به اين ميدان وارد شوند و ورود آنها به اين عرصه مى‏تواند آسيب‏هاى جبران ناپذيرى به فرهنگ مهدويت وارد كند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 10:14  توسط منتظر  | 

تطبيق علائم ظهور بر مصاديق خاص‏

 در روايات فراوان نشانه‏هايى براى ظهور امام مهدى‏عليه السلام بيان شده است امّا كيفيت دقيق و خصوصيات آن‏ها روشن نيست و اين بسترى براى تحليل‏ها و تفسيرهاى شخصى و احتمالى گرديده است. هر چند گاهى بعضى در پى تطبيق علائم ظهور بر پديده‏هاى موجود بر مى‏آيند و بدينوسيله خبر از نزديكى ظهور و احتمال قريب‏الوقوع بودن آن مى‏دهند.

 اين جريان نيز از آسيب‏هاى فرهنگ مهدويت است كه گاهى به يأس و نااميدى از ظهور مى‏انجامد. براى مثال وقتى شخصيّت سفيانى به فردى خاصّ كه در فلان منطقه است تفسير شود و درباره دجّال، تحليل‏هاى بى‏دليل مطرح گردد و به دنبال آن بشارت ظهور در زمانى بسيار نزديك، به همگان داده شود و پس از طى شدن ساليانى، امام‏عليه السلام ظهور نكند، عدّه‏اى به انحراف و اشتباه گرفتار مى‏شوند و در اعتقادات صحيح خود دچار تزلزل و ترديد مى‏گردند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 11:39  توسط منتظر  | 

تعيين زمان ظهور

 از آسيب‏هاى فرهنگ مهدويّت آن است كه بعضى به دنبال تعيين زمان براى ظهور هستند. در حالى كه زمان ظهور بر مردم مخفى است و در روايات پيشوايان دينى از تعيين وقت براى ظهور به شدت نهى شده است و وقت گذاران دروغگو شمرده شده‏اند.

 از امام باقرعليه السلام سؤال شد، آيا براى ظهور وقت (معينى) است؟

 فرمود:

 آنها كه براى ظهور تعيين وقت مى‏كنند دروغ مى‏گويند. (و سه بار اين جمله را تكرار كرد.)(5)

 با اين حال بعضى آگاهانه يا ناآگاهانه براى ظهور تعيين وقت مى‏كنند كه كمترين اثر آن احساس يأس و نااميدى براى كسانى است كه اين وعده‏هاى دروغين را باور كرده‏اند ولى خلاف آن را مشاهده كرده‏اند.

 بنابراين منتظرانِ واقعى بايد خود را از دام شيّادان و نيز نادانان حفظ كنند و درباره زمان ظهور تنها منتظر اراده پروردگار باشند

 

5) غيبت طوسى، ح 411، ص 426.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 16:37  توسط منتظر  | 

 

استعجال ظهور

 يكى ديگر از آسيب‏هاى جدى در فرهنگ مهدويّت، استعجال ظهور است. استعجال به معنى عجله كردن و خواستن چيزى قبل از رسيدن وقت آن و تحقّق زمينه‏هاى لازم براى آنست. انسان‏هاى عجول به خاطر ضعف نفس و كم ظرفيّت بودن، متانت و سكون و آرامش خود را از دست مى‏دهند و بدون در نظر گرفتن شرايط، خواهان تحقّق پديده‏ها هستند.

 در فرهنگ ناب مهدويّت و در برخورد با مسئله انتظار امام غايب، انسانِ منتظر، پيوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتياق خواستار ظهور است و براى تعجيل امر فرج دعا مى‏كند ولى هرگز عجله نمى‏كند و هر چه غيبت به درازا كشد و انتظار، طولانى شود. باز هم صبر و شكيبايى را از كف نمى‏دهد بلكه عليرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او كمال تسليم را از خود نشان مى‏دهد و براى تحقّق همه زمينه‏هاى لازم براى ظهور مى‏كوشد و بردبارى مى‏كند.

 عبدالرحمن بن كثير گويد: خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهرم داخل شد و عرض كرد: قربانت گردم! به من خبر دهيد اين امرى كه در انظارش هستيم كى واقع مى‏شود؟ امام فرمود: اى مهرم دروغ گفتند وقت گذاران و هلاك شدند شتاب كنندگان و نجات يافتند تسليم شدگان.(4)

 نهى از عجله و شتاب زدگى در امر ظهور به آن جهت است كه به دنبال اين پديده، روحيه يأس و نوميدى در انسانِ منتظر، پيدا مى‏شود؛ آرامش و صبورى را از دست مى‏دهد و حالت تسليم او به حالت گله‏مندى و شكايت تبديل مى‏گردد و از تأخير ظهور بى‏قرار مى‏گردد و اين بيمارى را به ديگران نيز سرايت مى‏دهد و گاهى به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انكار وجود امام، گرفتار مى‏شود.

 گفتنى است كه منشأ استعجال ظهور آن است كه نمى‏داند ظهور از سنت‏هاى الهى است و مانند همه سنت‏ها بايد پس از تحقق همه شرايط و زمينه‏ها، انجام گيرد و بنابراين براى وقوع آن عجله مى‏كند

 

4) كافى ج 2، ص 191.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:53  توسط منتظر  |