|
برای آن گلی که با آمدنش بهار می شود
|
چه خوشست من بمیرم به ره ولای مهدی
سر و جان بها ندارد که کنم فدای مهدی

در سامرا، در جوار بارگاه مقدس امام هادى و امام حسن عسكرى(عليه السلام)سردابى هست كه به عنوان محل برگزارى نماز توسط سه امام بزرگوار ما حضرت امام هادى و امام حسن عسكرى و امام زمان(عليهم السلام) مورد احترام است. اما متأسّفانه برخى نويسندگان و تاريخ نگاران اهل سنّت داستانى ساختگى را مبنى بر غايب شدن امام زمان(عليه السلام) در سرداب در نوشته هاى خويش آورده و با متّهم ساختن شيعيان به انتظار خروج امام زمان(عليه السلام) از سرداب، آن را مسخره كرده و شيعه را مورد انتقاد قرار داده اند.
در پاسخ به اين بى احترامى ها، دانشمندان شيعه هم با تحقيق و استدلال، نحوه تلقى آنان را انكار كرده اند. در اين جا به جواب مرحوم علامه امينى اكتفا مى كنيم كه در «الغدير» فرمود:
«...و تهمت سرداب، تهمتى زشت تر است، ...شيعه اصلاً اعتقاد ندارد كه امام(عليه السلام) در سرداب غيبت كرده است. و نه آن ها بوده اند كه او را غايب گردانيده اند و نه آن امام معصوم(عليه السلام)از سرداب ظهور خواهد كرد بلكه اعتقاد شيعه به مدد روايات بر آن است كه او از مكه معظمه و برابر كعبه ظهور خواهد كرد و هيچ كس به سرداب قايل نيست ...و اى كاش سازندگان قصّه سرداب در اين دروغ فاحش همگى بر يك رأى مى بودند تانشانه هاى ساختگى بودن آن رسواى شان نمى ساخت، و چنين نبود كه يكى از آن ها سرداب را در حلّه و ديگرى در بغداد و آن ديگر در سامرا بداند و كسى هم از آن اظهار بى اطّلاعى كند
کتاب:ناپیدا ولی با ما
واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران
ما به مهدى موعود شخصى معتقديم نه نوعى، يعنى به ظهور شخصى به نام مهدى (ع) فرزند امام حسن عسکرى (ع) با خصوصيات ظاهرى وباطنى اعتقاد داريم، ولذا هيچ گاه در تطبيق آن اشتباه نخواهيم کرد، خصوصاً آنکه معجزه نيز مؤيّد ومثبت وجود او است. وامامان از اهل بيت، نيز هر کدام خصوصيات او را ذکر نمودهاند.
البته ما منکر سوءاستفاده از مفهوم عالى مهدويت نيستيم، چنان که از مقام منيع ربوبيّت ومقام نبوّت نيز سوءاستفادههايى شده است. وظيفه ما است که امام زمان (ع) را با تمام اوصاف مشخّص شده از طرف پيامبر وامامان: بشناسيم تا فريب مدّعيان دروغين مهدويت را نخوريم
اين سؤال گاه از ديدگاه شخص غيرشيعى مطرح گشته وگاه نيز از شخص شيعه امامى مطرح مىگردد. در صورتى که سؤال از شخص غير امامى مطرح گردد دو گونه مىتوان به او پاسخ داد:
الف. اينکه اين موضوع را بايد همانند ساير مسائل اجتماعى بررسى کرد، به اين معنا که هر گاه مصلحت اسلام وبشريّت اقتضاى ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.
ب. اينکه امام (ع) از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأييد است دستور ظهورش را مستقيماً از جانب او خواهد گرفت.
ودر صورتى که سؤال از شخصى امامى است در جواب سؤال او چند طرح ونظر داده شده است:
1 - اينکه آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت رواياتى که از آباء واجدادش رسيده آگاهى دارد. اين احتمال در ادله نقلى به آن اشاره نشده است.
2 - اينکه امام (ع) به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهى دارد به اين نحو که خداوند هنگام رسيدن وقت ظهورش معجزهاى ايجاد خواهد کرد و با آن، حضرت به وظيفهاش که همان ظهور است التفات پيدا مىکند. در روايات اشاره به اين احتمال شده است:
راوندى مرسلاً از امام کاظم (ع) در حديثى راجع به حضرت مهدى (ع) نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه: أُخرج يا ولىّ اللَّه! فاقتل أعدآء اللَّه، وله سيف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السيف من غمده وأنطقه اللَّه عزّوجلّ فناداه السيف: أُخرج يا ولىّ اللَّه! فلايحلّ لک أن تقعد عن أعدآء اللَّه...»؛ «هر گاه وقت خروج حضرت رسيد علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که اى ولّى خدا! خروج کن ودشمنان خدا را به قتل برسان. وبراى او شمشيرى است، هنگامى که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بيرون مىآيد وحضرت را ندا داده، مىگويد: اى ولىّ خدا! خروج کن، که براى تو حلال نيست که از دشمنان خدا صرف نظر کنى.»( خرائج وجرائح، ج 3، ص 1167، ح 64 ؛ کمال الدين، ص 155 ؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 311، ح 4)
صدوق نيز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق (ع) درباره تفسير جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد اللَّه عزّوجلّ إظهار أمده نکت فى قلبه نکتة وأمر بأمر اللَّه عزّوجلّ»؛ «همانا از ما امامى است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غيبت به در آورد، در قلب او علامتى مىنهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد.»( کمالالدين، ص 349، ح 42 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 57، ح 49 ؛ کافى، ج 1، ص 343، ح 30)
در حديثى از امام زمان (ع) رسيده که فرمود: «علمنا على ثلاثة أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضى فتفسير، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فى القلوب ونقر فى الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛ «علم ما اهل بيت بر سه نوع است: علم به گذشته وآينده وحادث. علم گذشته، تفسير است. علم آينده، موقوف است. وعلم حادث، انداختن در قلوب وزمزمه در گوشهاست. اين بخش بهترين علم ماست...».( دلائل الامامه، ص 524، ح 495)
3 - اينکه حضرت مهدى (ع) با آن ذکاوت وخُبْرَوِيّتى که دارد وقت ظهور را دريابد.
احتمال دوّم مطابق روايات وعقل است
امام زمان علیه السلام فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشيّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نيز مى خواهيم.

امروز آقا، بي تو جور ديگري بود
حتي نگاه ياسها، نيلوفري بود
خورشيد مثل پنج شنبه پا نمي شد
انگار بين رختخوابش بستري بود
برشانه هاي شمع ها در اول صبح
تابوت يک پروانه ي خاکستري بود
وضعيت آب و هوا مثل هميشه
مثل هواي جمعه ي پشت سري بود
چشم زمين جاهليت خيز دنيا
دنبال خطّ کوفي پيغمبري بود
اينکه غروب است و کمي بارانيم، نه
از اولش هم روز گريه آوري بود
در چشمايم ، التماس آخرينم
ما را به سمت چشمهایت می بری بود
يكى ديگر از آسيبهاى معارف مهدويّت، ظهور مدّعيان دروغين در اين جريان مقدّس است. در طول ساليان غيبت امام مهدىعليه السلام افرادى به دروغ ادعا كردهاند كه با آن حضرت، ارتباط خاص دارند و يا از سوى آن بزرگوار، به مقام نيابت خاص رسيدهاند.
امام زمانعليه السلام در آخرين نامه خود به نايب چهارم، تصريح كردند:
تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت، كارهايت را سامان ده و درباره جانشينى از خود، به هيچ كس وصيتنكن كه غيبت كامل فرا رسيده است... و در آينده بعضى از شيعيان من ادعاى مشاهده (و ارتباط با من) مىكنند. آگاه باشيد كه هر كس قبل از خروج سفيانى و صيحه (آسمانى) ادّعاى مشاهده داشته باشد دروغگو است.(6)
با اين بيان روشن، هر شيعه آگاهى وظيفه دارد، مدّعيان ارتباط و نيابت خاص از امام را تكذيب كند و راه نفوذ و سودجوئى اين فرصتطلبان و دنيا خواهان را ببندد.
بعضى از اين دروغگويان پا را فراتر نهاده و پس از ادّعاى نيابت، مدّعى مهدويت شدهاند و در پى اين ادّعاى باطل، مكتب و فرقهاى انحرافى را بنيان نهادهاند و زمينه انحراف اعتقادى عدّه بسيارى را فراهم كردهاند(7) كه با مطالعه تاريخچه اين گروهها روشن مىشود كه بسيارى از آنها با پشتيبانى و حمايت استعمار به وجود آمده و به حيات خود ادامه دادهاند.
روشن است كه شكلگيرى فرقهها و گروههاى منحرف و پيوستن و اعتماد كردن افراد به مدّعيان مهدويّت يا نيابتِ امام عصرعليه السلام، ريشه در جهل و نادانى آنها دارد. شوق فراوان به ديدار امامعليه السلام بدون معرفت و آگاهى كافى نسبت به آن حضرت و غفلت از وجود شيّادان در اين عرصه، زمينه ساز ارتباط با مدّعيان دروغينى مىگردد.
بنابراين شيعيان منتظر بايد با آگاهى كافى از معارف ناب مهدويّت خود را از دام شيّادان و نيرنگ بازان حفظ كنند و با پيروى از علماى متعهد شيعه در مسير روشن مكتب گام بردارند
6) كمالالدين، ج 2، باب 45، ح 45، ص 294.
7) يكى از اين فرقههاى منحرف، فرقه بابيّت است كه رهبر آن «على محمّد باب»، ابتدا ادعاى نيابت امام مهدىعليه السلام را مطرح كرد و پس از آن مدعى شد كه همان مهدى موعود است و در نهايت ادعاى پيامبرى هم كرد! و اين فرقه منحرف زمينه شكلگيرى مكتب انحرافى بهائيت شد
در فرهنگ ناب مهدوى معارف فراوانى است كه پرداختن به آنها يك ضرورت شمرده مىشود و نقش اساسى در جهت آگاهى بخشى به شيعيان دارد و براى ترسيم نحوه عملكرد آنها در زمان غيبت بسيار مهم است.
گاهى افراد و مجموعهها در قالب گفتار و مقالهها و نشريّات و حتى كنفرانسها به بحثهايى روى مىآورند كه هيچ ضرورتى براى طرح آنها احساس نمىشود و بلكه گاهى سبب ايجاد شبههها و سؤالات انحرافى در ذهن و انديشه منتظران مىگردد.
براى نمونه پرداختن به بحث «ملاقات با امام زمان» و ترغيب و تشويق فراوان و به شكل افراطى نسبت به اين موضوع، پيامدهاى ناگوارى دارد و سبب نااميدى و گاهى انكار امامعليه السلام مىگردد. در حالى كه آنچه در روايات بر آن تأكيد شده است، حركت در جهت رضايت امام مهدىعليه السلام و پيروى از آن حضرت در گفتار و كردار است و بنابراين آنچه مهم است تبيين وظايف منتظران، در عصر غيبت امام است تا اگر توفيق ملاقات با امام دست داد، در حالت رضايتمندى آن بزرگوار باشد.
پرداختن به مباحثى از قبيل ازدواج حضرت و يا وجود فرزند براى آن بزرگوار و يا محل زندگى حضرت و مانند آن نيز از نمونههاى بحثهاى غير ضرورى است كه بجاست جاى خود را به مباحث كاربردى و تأثيرگذار در مسير زندگى منتظران بدهد. به همين دليل گفتگو درباره شرايط و زمينههاى ظهور نيز بر بحث علائم ظهور مقدم است زيرا آشنايى با شرايط ظهور مشتاقان امام را به حركت در راستاى تحقق آن شرايط ترغيب مىكند.
اين نكته نيز مهم است كه در طرح مباحث مهدويّت، جامعنگرى لازم است. مقصود از جامع نگرى آن است كه در هنگام گفتگو درباره يك موضوع مجموعه معارف مهدويّت مورد مطالعه قرار گيرد. گاهى بعضى افراد با مطالعه برخى از روايات و بدون در نظر گرفتن روايات ديگر، تحليلهاى نادرستى از جريان مهدويت بيان مىكنند. براى مثال با ملاحظه رواياتى كه از جنگ طولانى و خونريزى فراوان خبر داده است، چهره بسيار خشنى از امام غايب ترسيم مىكنند و از روايات ديگر كه جلوههاى محبّت و مهربانى امام مهدىعليه السلام را بيان كرده است و سيره و اخلاق او را همانند خلق و خوى جدّ گراميش پيامبر مكرّم اسلامصلى الله عليه وآله معرفى كرده است، غافل مىمانند. بديهى است كه دقّت در هر دو دسته روايات، اين حقيقت را بيان مىكند كه برخورد امامعليه السلام با همه انسانهاى حق طلب - چه رسد به شيعيان و دوستداران آن بزرگوار - با دريايى از مهربانى و صفا و صميميّت خواهد بود و شمشير انتقام آن ذخيره الهى تنها بر گرده ستمگران و پيروان آنها فرود خواهد آمد.
بنابراين گفتگو درباره موضوع مهدويّت صلاحيت علمى كافى مىخواهد و آنها كه چنين صلاحيتى ندارند نبايد به اين ميدان وارد شوند و ورود آنها به اين عرصه مىتواند آسيبهاى جبران ناپذيرى به فرهنگ مهدويت وارد كند
در روايات فراوان نشانههايى براى ظهور امام مهدىعليه السلام بيان شده است امّا كيفيت دقيق و خصوصيات آنها روشن نيست و اين بسترى براى تحليلها و تفسيرهاى شخصى و احتمالى گرديده است. هر چند گاهى بعضى در پى تطبيق علائم ظهور بر پديدههاى موجود بر مىآيند و بدينوسيله خبر از نزديكى ظهور و احتمال قريبالوقوع بودن آن مىدهند.
اين جريان نيز از آسيبهاى فرهنگ مهدويت است كه گاهى به يأس و نااميدى از ظهور مىانجامد. براى مثال وقتى شخصيّت سفيانى به فردى خاصّ كه در فلان منطقه است تفسير شود و درباره دجّال، تحليلهاى بىدليل مطرح گردد و به دنبال آن بشارت ظهور در زمانى بسيار نزديك، به همگان داده شود و پس از طى شدن ساليانى، امامعليه السلام ظهور نكند، عدّهاى به انحراف و اشتباه گرفتار مىشوند و در اعتقادات صحيح خود دچار تزلزل و ترديد مىگردند
از آسيبهاى فرهنگ مهدويّت آن است كه بعضى به دنبال تعيين زمان براى ظهور هستند. در حالى كه زمان ظهور بر مردم مخفى است و در روايات پيشوايان دينى از تعيين وقت براى ظهور به شدت نهى شده است و وقت گذاران دروغگو شمرده شدهاند.
از امام باقرعليه السلام سؤال شد، آيا براى ظهور وقت (معينى) است؟
فرمود:
آنها كه براى ظهور تعيين وقت مىكنند دروغ مىگويند. (و سه بار اين جمله را تكرار كرد.)(5)
با اين حال بعضى آگاهانه يا ناآگاهانه براى ظهور تعيين وقت مىكنند كه كمترين اثر آن احساس يأس و نااميدى براى كسانى است كه اين وعدههاى دروغين را باور كردهاند ولى خلاف آن را مشاهده كردهاند.
بنابراين منتظرانِ واقعى بايد خود را از دام شيّادان و نيز نادانان حفظ كنند و درباره زمان ظهور تنها منتظر اراده پروردگار باشند
5) غيبت طوسى، ح 411، ص 426.
استعجال ظهور
يكى ديگر از آسيبهاى جدى در فرهنگ مهدويّت، استعجال ظهور است. استعجال به معنى عجله كردن و خواستن چيزى قبل از رسيدن وقت آن و تحقّق زمينههاى لازم براى آنست. انسانهاى عجول به خاطر ضعف نفس و كم ظرفيّت بودن، متانت و سكون و آرامش خود را از دست مىدهند و بدون در نظر گرفتن شرايط، خواهان تحقّق پديدهها هستند.
در فرهنگ ناب مهدويّت و در برخورد با مسئله انتظار امام غايب، انسانِ منتظر، پيوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و اشتياق خواستار ظهور است و براى تعجيل امر فرج دعا مىكند ولى هرگز عجله نمىكند و هر چه غيبت به درازا كشد و انتظار، طولانى شود. باز هم صبر و شكيبايى را از كف نمىدهد بلكه عليرغم شوق فراوان به ظهور، در برابر اراده پروردگار و خواست او كمال تسليم را از خود نشان مىدهد و براى تحقّق همه زمينههاى لازم براى ظهور مىكوشد و بردبارى مىكند.
عبدالرحمن بن كثير گويد: خدمت امام صادق نشسته بودم كه مهرم داخل شد و عرض كرد: قربانت گردم! به من خبر دهيد اين امرى كه در انظارش هستيم كى واقع مىشود؟ امام فرمود: اى مهرم دروغ گفتند وقت گذاران و هلاك شدند شتاب كنندگان و نجات يافتند تسليم شدگان.(4)
نهى از عجله و شتاب زدگى در امر ظهور به آن جهت است كه به دنبال اين پديده، روحيه يأس و نوميدى در انسانِ منتظر، پيدا مىشود؛ آرامش و صبورى را از دست مىدهد و حالت تسليم او به حالت گلهمندى و شكايت تبديل مىگردد و از تأخير ظهور بىقرار مىگردد و اين بيمارى را به ديگران نيز سرايت مىدهد و گاهى به خاطر استعجال ظهور به حالتِ انكار وجود امام، گرفتار مىشود.
گفتنى است كه منشأ استعجال ظهور آن است كه نمىداند ظهور از سنتهاى الهى است و مانند همه سنتها بايد پس از تحقق همه شرايط و زمينهها، انجام گيرد و بنابراين براى وقوع آن عجله مىكند
4) كافى ج 2، ص 191.