|
برای آن گلی که با آمدنش بهار می شود
|

كجاست آن كه - جهان - چشم به راه او دوخته تا كژى و ناراستى را راستگرداند؟
كجاست آن كه براى گسستن ريشه ستم گران آماده شده است؟
كجاست آن كه اميدها به سوى او رود تا بنياد ستم و بيداد بر كند؟
كجاست آن كه اندوخته شده تا فريضهها و سنتهاى دين را نو گرداند؟
كجاست آن كه گزيده شده تا دين و آيين را - به اصل خود - بازگرداند؟
كجاست آن كه آرزويش داريم كه قرآن و احكام آن را زنده كند؟
كجاست بُرنده شاخساران ستم و تفرقه؟
كجاست محو كننده نشانههاى كژروى و هواپرستى؟
كجاست عزيز دارنده دوستان و خواركننده دشمنان؟
كجاست آن آينه خدا كه دوستان به سويش روى آرند؟
بسم الله الرحمن الرحيم . خداوند ما و شما را از فتنهها نگاهدارد و بما و شما روح يقين موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر ترديدى كه گروهى از شما در امر دين نمودهايد، و شك و تحيرى كه درباره صاحبان امر خود بدل آنها راه يافته است ، بمن رسيد، ما از اين موضوع بخاطر شما غمگين شديم نه بخاطر خودمان و درباره شما ناراحت شديم نه درباره خودمان زيرا خدا با ماست و جز بخدا به هيچكس نيازى نداريم و حق با ماست و بنا بر اين كسيكه از اطاعت ما سرباز مىزند، ما را بوحشت نمىاندازد. ما اثر صنع خدائيم و مردم بطفيل و جود ما ، موجود گشتهاند.
اى مردم ! چرا دچار ترديد گشته و در حال تحير مطلب را بر خود مشتبه مىسازيد. آيا نشنيدهايد كه خدا مىفرمايد: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى : اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا و پيغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنيد؟
نمىدانيد كه در اخبار رسيده است كه حوادثى براى ائمه ، گذشته و آينده شما روى مىدهد، و آيا نديدهايد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه بريد و علائمى مقرر داشته تا بوسيله آن هدايت شويد؟ بطوريكه هر گاه يكى از آن علامتها پنهان شود علامت ديگرى ظاهر مىگردد و هر وقت ستاره اى غروب كند؛ ستاره ديگرى مىدرخشد؟
پس وقتيكه امام حسن عسكرى (ع) رحلت فرمود: گمان كرديد كه خداوند دين خود را باطل كرد، و رشته واسطه ميان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه . چنين نبوده . و تا روز رستخيز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمىخواهند ، هم چنين نخواهد بود.
امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى اين منصب بزرگ را نمىكند.
اگر محبت به شما نداشتيم و صلاح شما را نمىديديم و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مى گفتيم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسليماً.
آقا امام زمان (عج) فرمودند :
« و اكثر دعا به تعجيل فرج فان ذالك فرجكم »
بسيار دعا كنيد براي تعجيل فرج و گشايش كار من كه درهمان گشايش كار شما هست .
منتظران، چشم به راه سپیده تاریخاند.
با «بصیرت» و «جهاد»، ظلمت شب ظلم را مىشكافند و رها از تعلقات، خود را براى «شهادت» در ركاب مولا، آماده مىسازند.
انتظار، درختى است كه جز «اقدام» و «اصلاح»، میوهاى نمىدهد.
انتظار، فلسفه مقاومت است، نه عامل تسلیم!
«عصر ظهور» رجعت دوباره بعثت در حرا و امامت در غدیر است.
«غیبت»، دوران «انتظار» جوشش دوباره غدیر عاشورایى در نینواى تاریخ است،
در بسترى از فرات ظهور و علقمه نور!
منتظران واقعى، سلاح بر دوشان شهادت طلبند كه «استقامت»، مدال و نشانشان است و «ایمان»، ره توشه حركتشان و «توكل»، تكیهگاه همیشگىشان.
یاران مهدى(عج) را باید در میان سلاح بر دوشان و كفنپوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگرنشینان و خدمتگزاران به انقلاب و تقویت كنندگان سپاه دین و حرمتگزاران به خون و خانواده شهیدان یافت، نه در ساكتان و بى تفاوتان و نه در رفاهزدگان و عافیت طلبان
سيد محمد صدر پس از بررسي رواياتي كه بر گرفتن جزيه و يا نگرفتن آن از اهل كتاب دلالت ميكنند مينويسد:
به هر حال اين بحث تنها منحصر به كساني خواهد بود كه بر آيين يهوديت و نصرانيت، باقي ماندهاند و با وجود فرصتهاي فزاينده و تأكيد فراواني كه بر انتشار دين اسلام در ميان تمامي انسانها وجود دارد، اين گروه در آن روز تعداد اندكي خواهند بود.
آيت الله مكارم شيرازي در اين باره مينويسد:
با توجه به اين كه در دوران حكومت آن مصلح بزرگ، همهِ وسايل پيشرفته ارتباط جمعي در اختيار او و پيروان رشيد اوست و با توجه به اين كه اسلام راستين با حذف پيرايهها، كشش و جاذبهاي فوقالعاده دارد، به خوبي ميتوان پيشبيني كرد كه اسلام با تبليغ منطقي و پيگير، از طرف اكثريت قاطع مردم جهان پذيرفته خواهد شد و وحدت اديان از طريق اسلام پيشرو عملي ميگردد.
امام جعفرصادق (ع) در تفسير آيه62 سوره نمل مي فرمايد:
«امّن
يجيب المضطرّ اذا دعاه و يکشف السّوء و .....» آيا کسي هست که به فرياد
بيچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانيها را نمايد ؛ فرمود: اين
کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را مي خواند براي دفع
دشواري و به زودي پروردگار، وي را بر کرسي اقتدار جهاني مي نشاند.



قيام اصلاح طلبانه امام خمينى، تبلور و نماد انتظار مردم براى ظهور نجات دهنده مستضعفان و ستم پيشگان از دست دنيا مداران فاسد و ستمگر بود.
خانم تداسكاچ پل در مقاله خود، به اين امر مهم اشاره كرده، مىنويسد:
(( ... نقش امام خمينى، به عنوان يك كانون مركزى براى رهبرى انقلابى، پژواكى از انتظار مداوم مردمى براى ظهور دوباره امام دوازدهم را در خود داشت؛ امامى كه مدّتها قبل، از انظار پنهان گشته بود تا در زمانى كه يك اسلام كامل - عنوان مقطع نهايى سير تاريخ - پديد آيد، او بار ديگر به جهان مرئى باز گردد)).
امام با تلفيق چندين مؤلّفه مهم - به خصوص با تأكيد بر وظيفه انقلابى شيعيان در عصر غيبت - پيام آور تازهاى از انتظار ظهور امام عصر(عج) بود.
امام خمينى با توجّه به چند مؤلّفه اساسى زير، رهبرى قيام اصلاح طلبانه را بر عهده گرفت:
1- ارائه نظريّه ((ولايت فقيه)) و بايستگى حكومت براى فقيهان در زمان غيبت امام عصر(عج): ((همين ولايتى كه براى رسول اكرم(ص) و امام در تشكيل حكومت و اجرا و تصدّى هست، براى فقيه هم هست))
امام راحل (ره) فرموده است: ((اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و برقرارى دستگاه اجراء و اداره، جزئى از ولايت است؛ چنان كه مبارزه و كوشش براى آن هم از اعتقاد به ولايت، [ناشى] مىشود)).
دكتر حشمت زاده، در كتاب خود تصريح مىكند كه امام - برخلاف نظر عدهاى - ضرورت برقرارى حكومت اسلامى را به شكل كاملى تبيين فرموده است:
((على رغم آن كه بسيارى، عملاً و نظراً بر اين باور بودند كه در عصر غيبت و قبل از ظهور امام زمان (عج)، حكومت اسلامى مقدور نيست؛ امام خمينى كانون توجّه و تبليغ را بر ضرورت برقرارى حكومت اسلامى قرار داده بود؛ زيرا حكومت را منشأ و ريشه اصلى صلاح و فساد جامعه مىدانستند...)).
2. نامشروع شمردن رژيمها و نظامهاى سياسى موجود (به خصوص رژيم ظالم و مستبدّ پهلوى) و لزوم اجراى احكام اسلامى به دست مسلمانان؛
پرفسور حامد الگار در اين زمينه مىنويسد:
((يكى از مهمترين نقشهاى آيت الله خمينى [در سير اين مبارزات] كه حتماً بايستى بدان توجّه داشت، اين است كه ايشان مسأله را اساساً و تماماً، به شكل نامشروعيّت ذاتى هر گونه اقتدار سياسى در زمان ((غيبت)) مطرح ساختند. ايشان طىّ يك سلسله سخنرانىها و درسهايى تحت عنوان ((حكومت اسلامى))، مىگويند كه آيا غيبت امام بدين معنا است كه اجراى احكام شريعت را بايد تعطيل كرد؟ روشن است كه نه و براى اين كه احكام شريعت به اجرا در آيند، پس بايد كسانى باشند كه آن را اجرا كنند...)).
3. تبيين معنا و مفهوم صحيح و درست از انتظار (مبنى بر تلاش، اميد، قدرت يافتن و...)؛ از نظر امام خمينى (ره)، انتظار زمانى مفهوم واقعى و اساسى خود را پيدا مىكند كه با اميد به قدرت يافتن اسلام معنا شود. ايشان مىفرمايد: ((انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقُّق پيدا كند و مقدّمات ظهور، إنْ شاءالله، تهيّه شود)).
از نظر ايشان انتظار فرج، زمانى معناى واقعى خود را مىيابد كه منتظر، در جهت منويّات حضرت ولىّ عصر(عج) تلاش مىكند؛ ولو اين كه موفّقيّت واقعى در پياده شدن اين نظريات، به زمان ظهور امام معصوم برگردد)).
ايشان مىفرمايد: ((البته اين پر كردن دنيا از عدالت، اگر مىتوانستيم مىكرديم؛ امّا چون نمىتوانيم بكنيم، ايشان بايد بيايند)).
4. آگاهى بخشيدن به مردم، در جهت ايجاد آمادگى و زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى (عج)؛ حضرت امام(ره) فرمودهاند:
((اميد است كه اين انقلاب، جرقه و بارقهاى الهى باشد كه انفجارى عظيم در
تودههاى زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقيةالله - أرواحنا
لتراب مقدمه الفداء - منتهى شود)).
منبع : مقاله انتظار و انقلاب - رحیم کارگر
«انتظار» امرى فطرى است و براى همگان درهر قوم و آيينى كه باشند وجود دارد اما انتظارهاى معمولى كه در جريان زندگى افراد و حتّى جامعهها وجود دارد هر اندازه بزرگ و با اهميت باشد در مقايسه با انتظار موعود جهانى، كوچك و بى مقدار است زيرا كه انتظار ظهور او ويژگىهاى خاص خود را دارد:
انتظار مهدىعليه السلام انتظارى است كه از ابتداى عالم آغاز شده است يعنى از زمانهاى بسيار دور، انبياء و اولياء نويد ظهور او را دادهاند و در زمانهاى نزديكتر، همه امامان ما، آرزوى روزگار دولت او را داشتهاند.
امام صادقعليه السلام فرمود:
اگر او را درك مىكردم، تمام عمر به او خدمت مىكردم.
انتظار مهدىعليه السلام، انتظار مصلح جهانى است. انتظار حكومت عدل جهانى است و انتظار تحقق همه خوبىها است. در اين انتظار، بشريت چشم به راه است تا آنچه را بر اساس فطرت پاك خدايى، در آرزوى آن بوده و هيچگاه به صورت كامل به آن دست نيافته است، ببيند و مهدىعليه السلام همان است كه عدالت و معنويّت، برادرى و برابرى، عمران و آبادى زمين و امنيت و صلح و عصر شكوفايى عقل و دانش بشرى را براى انسانها به ارمغان مىآورد و برچيدن بساط استعمار و بردگى انسانها و نفى هر گونه ستم و ستمگرى و رهايى اجتماع از انواع فسادهاى اخلاقى، ره آورد حاكميّت اوست.
انتظار مهدىعليه السلام انتظارى است كه تنها با فراهم شدن زمينههاى شكوفايى آن، خواهد شكفت و آن زمانى است كه همه انسانها در طلب منجى و مصلح آخر الزمان باشند. او مىآيد تا با همكارى و هميارى يارانش عليه بدىها قيام كند نه اينكه تنها با معجزه كار جهان را سامان دهد.
انتظار مهدىعليه السلام در منتظرانش شوق يارى و همراهى او را ايجاد مىكند و به انسان هويّت و حيات مىبخشد و او را از پوچى و بى هدفى نجات مىدهد.
آنچه گفته شد بخشى از ويژگىهاى آن انتظارى است كه به وسعت همه تاريخ است و ريشه در جان همه انسانها دارد و هيچ انتظار ديگرى به خاك پاى اين انتظار سترگ نمىارزد.11ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.
13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.
16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.
17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.
19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:
اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.
بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده
عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب
مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن
حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم،
اختلاف اسمى هم رفع مى شود.
منبع :
امام مهدی در ادیان _ مرکز اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام)مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:
1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.
6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود....
منبع : امام مهدی (علیه السلام ) در ادیان - مرکز اطلاع رسانی امام مهدی(علیه السلام)
از ديدگاه شيعه، امام و جانشين پيامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او انجام مىگيرد و پس از آن پيامبر، امام را معرفى مىكند. بنابراين هيچ فرد يا گروهى حق دخالت در اين امر را ندارند.
ضرورت نصب امام از سوى خداوند دليلهايى دارد از جمله:
الف. به فرموده قرآن حاكم مطلق بر همه چيز خداوند است و همه بايد تنها از او اطاعت كنند. بديهى است اين حاكميّت مىتواند از سوى خداوند به هر كسى - مطابق شايستگى و مصلحت - داده شود. بنابراين همانگونه كه پيامبر به وسيله خدا انتخاب مىگردد، امام نيز به تعيين الهى، بر مردم ولايت مىيابد.
ب. براى امام، ويژگىهايى از قبيل عصمت و علم و... شمرده شده . روشن است كه يافتن و شناختن كسى كه داراى اين صفات - آن هم در عالىترين درجه - باشد تنها به وسيله خداوند كه داناى به آشكار و نهان انسانهاست، امكانپذير است. همانگونه كه خداوند در قرآن كريم به حضرت ابراهيمعليه السلام مىفرمايد:
من تو را به مقام امامتِ مردم قرار دادم.

از بررسى مجموع رواياتى كه دربارهى مسجد سهله رسيده، به اين نتيجه مىرسيم كه براى مسجد سهله ويژگىهاى فراوان و امتيازات بى شمار است كه به گوشهاى از آنها در اين جا اشاره مىكنيم. براى رعايت اختصار، فقط به شمارهى حديث و يا احاديثى كه به آن ويژگى دلالت مىكند، در داخل كروشه اشاره مىكنيم.
1- آن جا، از سرزمين كوفه است.
2- آن جا، اقامتگاه پيامبران و صالحان است.
3- آن جا، اقامتگاه جانشينان حضرت مهدى (عليهالسّلام) است
4- آن جا، اقامتگاه حضرت ابراهيم (عليهالسّلام) بود.
5- آن جا، اقامتگاه حضرت ادريس (عليهالسّلام) بود.
6- آن جا، اقامتگاه حضرت بقيةاللّه، أرواحنا فداه، است.
7- آن جا، اقامتگاه دائمى آن حضرت است.
8- آن جا، پايگاه حضرت خضر (عليهالسّلام) است.
9- آن جا، تربتى هست كه همهى پيامبران از آن آفريده شدهاند.
10- آن جا، رهگذر راهيان بهشت است.

اين جمعه هم گذشت تو اما نيامدی..........
پايان سبز قصه دنيا!!نيامدی...........
مانده ست دل اسير هزاران سوال تلخ
ای پاسخ هر آن چه معما!!!نيامدی.....
کز کرده اند پنجره ها در غبار خويش
ای آفتاب روشن فردا!نيامدی....
افسرده دل به دامن تفتيده کوير
ای روح آسمانی دريا!!!نيامدی....
ای حس پاک گمشده روح روزگار!
زيباترين بهانه دنيا!نيامدی........
ای از تبار آينه ها!ای حضور سبز!
ای آخرين ذخيره طاها!نيامدی......
اين جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند
اين است قسمت دل من تا نيامدی

اللهم عجل لوليک الفرج
امير المؤمنين(ع) در خطبه عيد فطر مى فرمايد:
«الا و ان المضمار اليوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغاية النار». (1)
دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است:
«مر الحسن (ع) فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و ايم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى ء مشغول باسائته. ثم مضى ». (2)
در اين حديث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن مى دانند.
لذا حضرت على (ع) در ويژگى هاى عيد فطر مى فرمايند:
1- روزى كه نيكوكاران ثواب مى برند.
«هذا يوم يثاب فيه المحسنون ».
2- روزى كه گنهكاران زيان مى بينند.
«و خسر فيه المبطلون »
3- شبيه ترين روز به روز قيامت است.
«اشبه بيوم قيامكم ».
چون در قيامت عده اى كه زيان كارند، تاسف مى خورند و غضبناك مى گردند و عده اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى شوند.
4- روز عبرت گرفتن.
«فاذكروا بخروجكم »
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج مى شويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت.
«من الاجداث الى ربكم »
وقتى در جايگاه نماز خود مى ايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى مى ايستيد و از شما حسابرسى مى كنند.
«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم »
وقتى از نماز به منازلتان بر مى گرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت خواهيد رفت.
«و اذكروا منازلكم فى الجنة »
5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم ».
منابع :
۱) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.
2) تحف العقول، ص 170.
يك مساله ديگر اين است كه آيا در اين زمان ذكر اسم امام زمان، عليهالسلام، به طور صريح و مشخص، جائز استيا خير؟ در بعضى روايات وارد شده كه نبايد صريحا اسم امام زمان، عليهالسلام، را بيان كنيم بلكه بايد بگوييم (محمد) در روايتى آمده است:
«لا يحل لكم ذكره باسمه» بنابراين اصلا ذكر نام حضرت مباح نيست. بعضى از اعاظم و علماى دين مستقلا در اين موضوع كتاب نوشتهاند. شيخ حر عاملى در اين مساله كتاب مستقلى تاليف نموده است. مرحوم ميرداماد كتاب مستقلى در اين مساله به نام «شرعةالتسمية» تاليف و بر حرمت ذكر نام اصلى امام زمان، عليهالسلام، استدلال كرده است.
شيخ صدوق كه متخصص و استاد جمع روايات مربوط به امام زمان، عليهالسلام، است در كمالالدين مىفرمايد:
«والذى اذهب اليه ما روى فىالنهى من التسمية»
آنچه من بدان مايل شدهام رواياتى است كه در آنها از تسميه نهى شده است.
درباره فتوى به حرمت ذكر نام; صريح امام زمان، عليهالسلام، معتقدان به اين راى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طبرسى، سيد اسماعيل عقيلى مولف «كفايةالموحدين»، ميرداماد، علامه مجلسى، محدث نورى... هر كدام به گونهاى به حرمت فتوى داده و آن را به زمان خاص و يا با شرايط مخصوص مقيد نموده و برداشتهاى گوناگونى از روايات مربوطه نجمالثاقب» تاليف محدث نورى و ديگر مصادر مربوطه از مشروح مباحث و مطالب آگاهى حاصل نمود.
لكن الان قول ديگرى حاكم است و آن اينكه هيچ يك از مراجع معظم تقليد ما ذكر نام امامزمان، عليهالسلام، را حرام نمىدانند زيرا رواياتى را كه در اين خصوص صادر شده ناظر به زمان تقيه مىدانند و استدلال مىنمايند كه در روايات مربوطه به امام زمان، عليهالسلام، بيان شده كه نام آن حضرت، نام پيامبر، و كنيهاش، كنيه پيامبر، صلىاللهوعليهوآله، است. خوب وقتى بنا باشد كنيه پيامبر درباره ايشان علنا مطرح باشد; نام پيامبر نيز علنا در مورد ايشان مطرح شود، اين زمينهاى مىشد براى اينكه دشمنان حضرت مهدى را شناسايى كرده و جان ايشان را مورد خطر و تهديد قرار دهند و اين مربوط به زمان تقيه و خطر بوده است.
پس توجه مىشود كه اين مساله از آن مسائلى است كه به تعبير امام راحل، قدس سرهالشريف، شرايط زمان و مكان به عنوان عناصر مؤثرى در اجتهاد دخالت دارد و تاثير مىگذارد. برداشت و استنباط فقهاى ما اين است كه اين روايات به زمان تقيه نظارت دارد يعنى زمانى كه خلفاى عباسى با شدت هر چه تمامتر از همه احتمالات و اخبار براى رديابى امام زمان، عليهالسلام، استفاده مىكردند تا آن حضرت را يافته و نابود نمايند. اما الان كه آن تقيه وجود ندارد لذا آن حركت هم منتفى است. بنابراين ذكر نام امام زمان، عليهالسلام، «حرمت مادامى» استيعنى مادامى كه تقيه حاكم بوده ذكر نام صريح امام، عليهالسلام، حرام بوده است اما وقتى تقيهمرتفعشدحرمتهممرتقعمىشود.
در اين ميان بعضى از بزرگان بين دو قول مطرح در اين مساله جمع كردهاند و گفتهاند به استناد بعضى از روايات ذكر نام صريح حضرت، عليهالسلام، در ملاء عام و محافل و مجالس جائز نيست امادر غير اين موارد، بيان نام امام زمان، عليهالسلام، اشكال ندارد. كما اينكه شيخ مفيد در ارشاد و محدث نورى در النجمالثاقب و شيخ صدوق دراعتقادات نام شريف آن حضرت را ذكر كردهاند و چنانكه گفته شد تفصيل و تشريح موضوع را بايد از مدارك و مصادر خاصه به دست آورد.
دانستنی هایی درمورد حضرت مهدی (عیله السلام) - سید علی شفیعی
آخرين ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سالهاى آغاز زندگى، به سؤالات شيعيان در موارد گوناگون، پاسخهاى محكم و قانع كننده مىداد و دلگرمى و آرامش خاطر آنان را فراهم مىكرد. براى نمونه روايتى را به اختصار نقل مىكنيم:
سعد بن عبدالله قمى از بزرگان شيعه به همراه احمد بن اسحاق قمى وكيل امام حسن عسكرىعليه السلام براى طرح سؤالات و دريافت پاسخ آنها به محضر امام يازدهم شرفياب مىشود. او جريان اين ديدار را چنين نقل كرده است:
چون خواستم سؤال كنم، امام عسكرىعليه السلام به فرزندش اشاره كرد و فرمود: از نور چشمم سؤال كن! در اين هنگام كودك رو به من كرده فرمود: هر چه مىخواهى سؤال كن! ... پرسيدم: مقصود از «كهيعص» [از حروف مقطعه قرآن ]چيست؟ فرمود: اين حروف از خبرهاى غيبى است. خداوند بنده [و پيامبر] خود زكريّا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را براى محمدصلى الله عليه وآله وسلم باز گفته است. داستان از اين قرار است كه زكريّاعليه السلام از پروردگارش خواست تا نامهاى پنج تن [آلعبا] را به او بياموزد. خداوند متعال جبرئيلعليه السلام را بر او فرو فرستاد و آن نامها را به او ياد داد. زكريّا چون [نامهاى مقدس ]محمد6 و على و فاطمه و حسن: را بر زبان مىآورد اندوه و گرفتاريش برطرف مىشد و وقتى حسين را ياد مىكرد، بغض گلويش را مىگرفت و مبهوت مىشد. روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مىكنم از اندوهها و نگرانىهايم راحت شده و دلآرام مىشوم و چون حسينعليه السلام را به ياد مىآورم، اشكم جارى و نالهام بلند مىشود؟! خداوند او را از داستان حسينعليه السلام آگاه كرد و فرمود: «كهيعص» [رمز اين داستان است]. «كاف» رمز كربلا و «هاء» رمز هلاكت خاندان [او] و «ياء» كنايه از نام «يزيد» كه جفاكننده نسبت به حسينعليه السلام است مىباشد و «عين» اشاره به عطش و تشنگى او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسينعليه السلام است... .
گفتم: اى مولاى من! چرا مردم از برگزيدن امام براى خود منع شدهاند؟
فرمود: [مقصود تو برگزيدن] امام مصلح است يا امام مُفسد؟ گفتم: امام مصلح [كه جامعه را اصلاح كند]. فرمود: با توجه به اينكه هيچكس از درون ديگرى آگاه نيست كه به صلاح و درستى مىانديشد يا به فساد و تباهى، آيا احتمال ندارد كه برگزيده مردم، مُفسِد (و اهل تبهكارى) باشد؟ گفتم: آرى، امكان دارد. فرمود: علّت، همين است.و
گفتنى است كه در ادامه روايت، امام مهدىعليه السلام علّت ديگرى نيز بيان كردهاند و به سؤالات ديگر هم پاسخ فرمودهاند كه براى رعايت اختصار از بيان آنها خوددارى شد.
منبع: دوران اختفا وپنهان زیستی حضرت (علیه السلام) - بنیاد حضرت مهدی موعود (علیه السلام)

توقيت
توقيت در لغت يعنی وقت معين کردن , و منظور از آن تعيين وقت برای ظهور ولیّ عصر حضرت بقية الله ارواحنا فداه است .
در اسلام و قرآن برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه وقت معینی بیان نشده و هيچکس حتی پيامبر و ائمه عليهم السلام هم در اين باره وقتی تعيين نفرموده و وقّات (کسیکه وقتی برای ظهور تعیین کند) را دروغگو و کذّاب دانسته اند !
1 فضيل گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم :
آيا برای اين امر (ظهور ) وقتی تعيين شده است؟ حضرت فرمود:
وقت تعيين کنندگان دروغ می گويند ( اين کلام راسه بار تکرار فرمودند! ).
2 مفضّل بن عمر می گويد: از مولايم امام صادق عليه السلام پرسيدم:
آيا مأموريت مهدی منتظر وقت معينی دارد که بايد مردم بدانند کی خواهد بود؟
فرمود: حاشا که خداوند وقت ظهور او را طوری معين کند که شيعيان ما آنرا بدانند.
3 عبد الرحمن فرزند کثير می گويد: خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بودم که مهزم اسدی حضورش شرفياب شد و گفت:
قربانت گردم , برای ما بفرمائيد , ظهور قائم آل محمد صلی الله عليه وآله وسلم که انتظار آنرا می کشيد کی خواهد بود ؟ طولانی شده !
حضرت فرمود: ای مهزم , آنهايی که برای آن وقت تعيين می کنند دروغ می گويند !
و آنان که برای ظهورش شتاب می نمايند به هلاکت می رسند !
و آنهايی که تسليم مقررات خدايند نجات می يابند , و سرانجام به سوی ما باز می گردند !
روشن است که منظور از عدم تعيين وقت در اينجا , همان مشخص و معلوم ساختن سال ظهور آن گرامی , به طور دقيق است , چرا که انبوه روايات رسيده از اهل بيت عليهم السلام که نشانه های قطعی ظهور را بيان می کند , همگی بيانگر آن است که با پيدايش اين نشانه ها ظهور امام عصر ارواحنا فداه نزديک می گردد . و بايد بدانيم اين مسأله هم مانند بسياری مسائل ديگر از حکمت های الهی است و علاوه بر اينکه باعث آزمايش مردم و جدا شدن مدعيان دروغين از مؤمنان واقعی می شود آثار تربيتی ديگری نيز دارد.
![]() ![]() ![]() |