تبليغاتX

شميم عاشقي
برای آن گلی که با آمدنش بهار می شود

 

 

 

 

متن آيه


بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِي

(125 آل عمران)

ترجمه آيه


آرى ، اگر شكيبايى ورزيد و پرهيزكارى كنيد و دشمنان در همين لحظه ، جوشان و خروشان بر شما بتازند ، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار يارى مي دهد .


متن حديث


( الإمام الباقر عليه السلام ) " إن الملائكة الذين نصروا محمدا صلى الله عليه وآله يوم بدر في الأرض ، ما صعدوا بعد ، ولا يصعدون حتى ينصروا صاحب هذا الامر ، وهم خمسة آلاف "

ترجمه حديث


ضريس بن عبد الملك ، از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : فرشتگانى كه حضرت محمد صلى الله عليه وآله را روز جنگ بدر در زمين يارى كردند ، از آن پس به آسمان بالا نرفتند ، ونمى روند تا اينكه صاحب الامر ( ع ) را يارى نمايند ، تعداد آن فرشتگان پنج هزار تن است "

مصادر


المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 197 ح 138 - عن ضريس بن عبد الملك ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 549 ب 32 ف 28 ح 553 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 1 ص 313 ح 5 - عن العياشي .
* : البحار : ج 19 ص 284 ب 10 ح 26 - عن العياشي .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 388 ح 346 - عن العياشي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16:59  توسط منتظر  | 

                         

كجاست آن كه - جهان - چشم به راه او دوخته تا كژى و ناراستى را راست‏گرداند؟

 

كجاست آن كه براى گسستن ريشه ستم گران آماده شده است؟

 

كجاست آن كه اميدها به سوى او رود تا بنياد ستم و بيداد بر كند؟

 

كجاست آن كه اندوخته شده تا فريضه‏ها و سنت‏هاى دين را نو گرداند؟

 

كجاست آن كه گزيده شده تا دين و آيين را - به اصل خود - بازگرداند؟

 

كجاست آن كه آرزويش داريم كه قرآن و احكام آن را زنده كند؟

 

كجاست بُرنده شاخساران ستم و تفرقه؟

 

كجاست محو كننده نشانه‏هاى كژروى و هواپرستى؟

 

كجاست عزيز دارنده دوستان و خواركننده دشمنان؟

 

كجاست آن آينه خدا كه دوستان به سويش روى آرند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:2  توسط منتظر  | 


و نيز در كتاب «احتجاج» از شيخ موثق ابوعمر عامرى رحمة الله عليه روايت مى‏كند كه گفت : ابن ابى غانم قزوينى و جماعتى از شيعيان درباره فرزند امام حسن عسكرى (ع) گفتگو نمودند. ابن ابى غانم مى گفت: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت . سپس آنها نامه‏اى در اين خصوص نوشتند و به ناحيه مقدسه فرستادند (تا و كلاى حضرت بآستان مقدسش برسانند) و درآن نامه نوشتند كه ما بر سر اين موضوع كشمكش نموده‏ايم. جواب نامه آنها بخط آن حضرت صلوات الله عليه بدين مضمون صادر گشت :

بسم الله الرحمن الرحيم . خداوند ما و شما را از فتنه‏ها نگاهدارد و بما و شما روح يقين موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر ترديدى كه گروهى از شما در امر دين نموده‏ايد، و شك و تحيرى كه درباره صاحبان امر خود بدل آنها راه يافته است ، بمن رسيد، ما از اين موضوع بخاطر شما غمگين شديم نه بخاطر خودمان و درباره شما ناراحت شديم نه درباره خودمان زيرا خدا با ماست و جز بخدا به هيچكس نيازى نداريم و حق با ماست و بنا بر اين كسيكه از اطاعت ما سرباز مى‏زند، ما را بوحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خدائيم و مردم بطفيل و جود ما ، موجود گشته‏اند.

اى مردم ! چرا دچار ترديد گشته و در حال تحير مطلب را بر خود مشتبه مى‏سازيد. آيا نشنيده‏ايد كه خدا مى‏فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا و پيغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنيد؟

نمى‏دانيد كه در اخبار رسيده است كه حوادثى براى ائمه ، گذشته و آينده شما روى مى‏دهد، و آيا نديده‏ايد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه بريد و علائمى مقرر داشته تا بوسيله آن هدايت شويد؟ بطوريكه هر گاه يكى از آن علامتها پنهان شود علامت ديگرى ظاهر مى‏گردد و هر وقت ستاره اى غروب كند؛ ستاره ديگرى مى‏درخشد؟

پس وقتيكه امام حسن عسكرى (ع) رحلت فرمود: گمان كرديد كه خداوند دين خود را باطل كرد، و رشته واسطه ميان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه . چنين نبوده . و تا روز رستخيز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمى‏خواهند ، هم چنين نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى اين منصب بزرگ را نمى‏كند.

اگر محبت به شما نداشتيم و صلاح شما را نمى‏ديديم و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مى گفتيم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسليماً.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 19:18  توسط منتظر  | 

آقا امام زمان (عج) فرمودند :


« و اكثر دعا به تعجيل فرج فان ذالك فرجكم »


بسيار دعا كنيد براي تعجيل فرج و گشايش كار من كه درهمان گشايش كار شما هست .

منتظران، چشم به راه سپیده تاریخ‏اند.
با «بصیرت» و «جهاد»، ظلمت شب ظلم را مى‏شكافند و رها از تعلقات، خود را براى «شهادت» در ركاب مولا، آماده مى‏سازند.
انتظار، درختى است كه جز «اقدام» و «اصلاح»، میوه‏اى نمى‏دهد.
انتظار، فلسفه مقاومت است، نه عامل تسلیم!
«عصر ظهور» رجعت دوباره بعثت در حرا و امامت در غدیر است.
«غیبت»، دوران «انتظار» جوشش دوباره غدیر عاشورایى در نینواى تاریخ است،
در بسترى از فرات ظهور و علقمه نور!
منتظران واقعى، سلاح بر دوشان شهادت طلبند كه «استقامت»، مدال و نشانشان است و «ایمان»، ره توشه حركتشان و «توكل»، تكیه‌گاه همیشگى‏شان.
یاران مهدى(عج) را باید در میان سلاح بر دوشان و كفن‏پوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگرنشینان و خدمتگزاران به انقلاب و تقویت كنندگان سپاه دین و حرمت‏گزاران به خون و خانواده شهیدان یافت، نه در ساكتان و بى تفاوتان و نه در رفاه‏زدگان و عافیت طلبان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 22:36  توسط منتظر  | 

فرضيهِ‌ اسلام‌ آوردن‌ بيش‌تر اهل‌ كتاب، فرضيه‌ معقول‌ و پذيرفتني‌ است‌ كه‌ در ميان‌ انديشمندان‌ طرفداراني‌ نيز دارد. ما به‌ برخي‌ از آن‌ها اشاره‌ مي‌كنيم:

سيد محمد صدر پس‌ از بررسي‌ رواياتي‌ كه‌ بر گرفتن‌ جزيه‌ و يا نگرفتن‌ آن‌ از اهل‌ كتاب‌ دلالت‌ مي‌كنند مي‌نويسد:

به‌ هر حال‌ اين‌ بحث‌ تنها منحصر به‌ كساني‌ خواهد بود كه‌ بر آيين‌ يهوديت‌ و نصرانيت، باقي‌ مانده‌اند و با وجود فرصت‌هاي‌ فزاينده‌ و تأ‌كيد فراواني‌ كه‌ بر انتشار دين‌ اسلام‌ در ميان‌ تمامي‌ انسان‌ها وجود دارد، اين‌ گروه‌ در آن‌ روز تعداد اندكي‌ خواهند بود.

آيت‌ الله‌ مكارم‌ شيرازي‌ در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:

با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ در دوران‌ حكومت‌ آن‌ مصلح‌ بزرگ، همهِ‌ وسايل‌ پيشرفته‌ ارتباط‌ جمعي‌ در اختيار او و پيروان‌ رشيد اوست‌ و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ اسلام‌ راستين‌ با حذف‌ پيرايه‌ها، كشش‌ و جاذبه‌اي‌ فوق‌العاده‌ دارد، به‌ خوبي‌ مي‌توان‌ پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اسلام‌ با تبليغ‌ منطقي‌ و پيگير، از طرف‌ اكثريت‌ قاطع‌ مردم‌ جهان‌ پذيرفته‌ خواهد شد و وحدت‌ اديان‌ از طريق‌ اسلام‌ پيشرو عملي‌ مي‌گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:37  توسط منتظر  | 

                                 

                         امام جعفرصادق (ع) در تفسير آيه62 سوره نمل مي فرمايد:


«امّن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يکشف السّوء و .....» آيا کسي هست که به فرياد بيچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانيها را نمايد ؛ فرمود: اين کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را مي خواند براي دفع دشواري و به زودي پروردگار، وي را بر کرسي اقتدار جهاني مي نشاند.


منبع : الزام النواصب ص 172



 
                           



+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:0  توسط منتظر  | 




اى دل! بشارت مى ‏دهم،خوش روزگارى مى ‏رسد

يا درد و غم طى مى ‏شود، يا شهريارى مى‏ رسد
گر كارگردان جهان، باشد خداى مهربان
اين كشتى طوفان زده، هم بر كنارى مى ‏رسد
انديشه از سرما مكن، سر مى ‏شود دوران وى
شب را سحر باشد ز پى، آخر بهارى مى ‏رسد
اى منتتظر!غمگين مشو، قدرى تحمّل بيشتر
گردى به پا شد در افق، گويى سوارى مى ‏رسد!
يار همايون منظرم، آخر درآيد از درم
اميّد خوش مى ‏پرورم، زين نخل بارى مى ‏رسد
كى بوده است و كى شود، ملك غزل بى ‏حكمران؟
هر دوره آن را خواجه ‏يى، يا شهريارى مى ‏رسد
مفتون!منال از يار خود، گر با تو گاهى تلخ شد
                          كز گل بدان لطف و صفا، گه نيش خارى مى‏رسد!


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:59  توسط منتظر  | 

                                          

قيام اصلاح طلبانه امام خمينى، تبلور و نماد انتظار مردم براى ظهور نجات دهنده مستضعفان و ستم پيشگان از دست دنيا مداران فاسد و ستمگر بود.

خانم تداسكاچ پل در مقاله خود، به اين امر مهم اشاره كرده، مى‏نويسد:

(( ... نقش امام خمينى، به عنوان يك كانون مركزى براى رهبرى انقلابى، پژواكى از انتظار مداوم مردمى براى ظهور دوباره امام دوازدهم را در خود داشت؛ امامى كه مدّت‏ها قبل، از انظار پنهان گشته بود تا در زمانى كه يك اسلام كامل - عنوان مقطع نهايى سير تاريخ - پديد آيد، او بار ديگر به جهان مرئى باز گردد)).

امام با تلفيق چندين مؤلّفه مهم - به خصوص با تأكيد بر وظيفه انقلابى شيعيان در عصر غيبت - پيام آور تازه‏اى از انتظار ظهور امام عصر(عج) بود.

امام خمينى با توجّه به چند مؤلّفه اساسى زير، رهبرى قيام اصلاح طلبانه را بر عهده گرفت:

1- ارائه نظريّه ((ولايت فقيه)) و بايستگى حكومت براى فقيهان در زمان غيبت امام عصر(عج): ((همين ولايتى كه براى رسول اكرم(ص) و امام در تشكيل حكومت و اجرا و تصدّى هست، براى فقيه هم هست))

امام راحل (ره) فرموده است: ((اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و برقرارى دستگاه اجراء و اداره، جزئى از ولايت است؛ چنان كه مبارزه و كوشش براى آن هم از اعتقاد به ولايت، [ناشى‏] مى‏شود)).

دكتر حشمت زاده، در كتاب خود تصريح مى‏كند كه امام - برخلاف نظر عده‏اى - ضرورت برقرارى حكومت اسلامى را به شكل كاملى تبيين فرموده است:

((على رغم آن كه بسيارى، عملاً و نظراً بر اين باور بودند كه در عصر غيبت و قبل از ظهور امام زمان (عج)، حكومت اسلامى مقدور نيست؛ امام خمينى كانون توجّه و تبليغ را بر ضرورت برقرارى حكومت اسلامى قرار داده بود؛ زيرا حكومت را منشأ و ريشه اصلى صلاح و فساد جامعه مى‏دانستند...)).

2. نامشروع شمردن رژيم‏ها و نظام‏هاى سياسى موجود (به خصوص رژيم ظالم و مستبدّ پهلوى) و لزوم اجراى احكام اسلامى به دست مسلمانان؛

پرفسور حامد الگار در اين زمينه مى‏نويسد:

((يكى از مهم‏ترين نقش‏هاى آيت الله خمينى [در سير اين مبارزات‏] كه حتماً بايستى بدان توجّه داشت، اين است كه ايشان مسأله را اساساً و تماماً، به شكل نامشروعيّت ذاتى هر گونه اقتدار سياسى در زمان ((غيبت)) مطرح ساختند. ايشان طىّ يك سلسله سخنرانى‏ها و درس‏هايى تحت عنوان ((حكومت اسلامى))، مى‏گويند كه آيا غيبت امام بدين معنا است كه اجراى احكام شريعت را بايد تعطيل كرد؟ روشن است كه نه و براى اين كه احكام شريعت به اجرا در آيند، پس بايد كسانى باشند كه آن را اجرا كنند...)).

3. تبيين معنا و مفهوم صحيح و درست از انتظار (مبنى بر تلاش، اميد، قدرت يافتن و...)؛ از نظر امام خمينى (ره)، انتظار زمانى مفهوم واقعى و اساسى خود را پيدا مى‏كند كه با اميد به قدرت يافتن اسلام معنا شود. ايشان مى‏فرمايد: ((انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقُّق پيدا كند و مقدّمات ظهور، إنْ شاءالله، تهيّه شود)).

از نظر ايشان انتظار فرج، زمانى معناى واقعى خود را مى‏يابد كه منتظر، در جهت منويّات حضرت ولىّ عصر(عج) تلاش مى‏كند؛ ولو اين كه موفّقيّت واقعى در پياده شدن اين نظريات، به زمان ظهور امام معصوم برگردد)).

ايشان مى‏فرمايد: ((البته اين پر كردن دنيا از عدالت، اگر مى‏توانستيم مى‏كرديم؛ امّا چون نمى‏توانيم بكنيم، ايشان بايد بيايند)).

4. آگاهى بخشيدن به مردم، در جهت ايجاد آمادگى و زمينه سازى براى ظهور حضرت مهدى (عج)؛ حضرت امام(ره) فرموده‏اند:

((اميد است كه اين انقلاب، جرقه و بارقه‏اى الهى باشد كه انفجارى عظيم در توده‏هاى زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقيةالله - أرواحنا لتراب مقدمه الفداء - منتهى شود)).



منبع : مقاله انتظار و انقلاب - رحیم کارگر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:20  توسط منتظر  | 


 «انتظار» امرى فطرى است و براى همگان درهر قوم و آيينى كه باشند وجود دارد اما انتظارهاى معمولى كه در جريان زندگى افراد و حتّى جامعه‏ها وجود دارد هر اندازه بزرگ و با اهميت باشد در مقايسه با انتظار موعود جهانى، كوچك و بى مقدار است زيرا كه انتظار ظهور او ويژگى‏هاى خاص خود را دارد:

 انتظار مهدى‏عليه السلام انتظارى است كه از ابتداى عالم آغاز شده است يعنى از زمان‏هاى بسيار دور، انبياء و اولياء نويد ظهور او را داده‏اند و در زمان‏هاى نزديك‏تر، همه امامان ما، آرزوى روزگار دولت او را داشته‏اند.

 امام صادق‏عليه السلام فرمود:

 اگر او را درك مى‏كردم، تمام عمر به او خدمت مى‏كردم.

 انتظار مهدى‏عليه السلام، انتظار مصلح جهانى است. انتظار حكومت عدل جهانى است و انتظار تحقق همه خوبى‏ها است. در اين انتظار، بشريت چشم به راه است تا آنچه را بر اساس فطرت پاك خدايى، در آرزوى آن بوده و هيچگاه به صورت كامل به آن دست نيافته است، ببيند و مهدى‏عليه السلام همان است كه عدالت و معنويّت، برادرى و برابرى، عمران و آبادى زمين و امنيت و صلح و عصر شكوفايى عقل و دانش بشرى را براى انسان‏ها به ارمغان مى‏آورد و برچيدن بساط استعمار و بردگى انسان‏ها و نفى هر گونه ستم و ستمگرى و رهايى اجتماع از انواع فسادهاى اخلاقى، ره آورد حاكميّت اوست.

 انتظار مهدى‏عليه السلام انتظارى است كه تنها با فراهم شدن زمينه‏هاى شكوفايى آن، خواهد شكفت و آن زمانى است كه همه انسان‏ها در طلب منجى و مصلح آخر الزمان باشند. او مى‏آيد تا با همكارى و هميارى يارانش عليه بدى‏ها قيام كند نه اينكه تنها با معجزه كار جهان را سامان دهد.

 انتظار مهدى‏عليه السلام در منتظرانش شوق يارى و همراهى او را ايجاد مى‏كند و به انسان هويّت و حيات مى‏بخشد و او را از پوچى و بى هدفى نجات مى‏دهد.

 آنچه گفته شد بخشى از ويژگى‏هاى آن انتظارى است كه به وسعت همه تاريخ است و ريشه در جان همه انسان‏ها دارد و هيچ انتظار ديگرى به خاك پاى اين انتظار سترگ نمى‏ارزد.


منبع : مقاله انتظار _ بنیاد حضرت مهدی موعود (علیه السلام)
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 20:29  توسط منتظر  | 

قسمت دوم


11ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.

12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.

13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.

14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.

15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.

16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.

17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.

18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.

19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.

20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.

21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند. 

آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:

اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.

البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.

بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.



منبع :

 امام مهدی در ادیان _ مرکز اطلاع رسانی امام مهدی (علیه السلام)
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 20:26  توسط منتظر  | 

قسمت اول

مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.

تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.

سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.

اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:

1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.

2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.

3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.

4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.

5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.

6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.

7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.

8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.

9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.

10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود....



منبع : امام مهدی (علیه السلام ) در ادیان - مرکز اطلاع رسانی امام مهدی(علیه السلام)

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:21  توسط منتظر  | 


 از ديدگاه شيعه، امام و جانشين پيامبر تنها به دستور خدا و انتخاب او انجام مى‏گيرد و پس از آن پيامبر، امام را معرفى مى‏كند. بنابراين هيچ فرد يا گروهى حق دخالت در اين امر را ندارند.

 ضرورت نصب امام از سوى خداوند دليل‏هايى دارد از جمله:

 الف. به فرموده قرآن حاكم مطلق بر همه چيز خداوند است و همه بايد تنها از او اطاعت كنند. بديهى است اين حاكميّت مى‏تواند از سوى خداوند به هر كسى - مطابق شايستگى و مصلحت - داده شود. بنابراين همان‏گونه كه پيامبر به وسيله خدا انتخاب مى‏گردد، امام نيز به تعيين الهى، بر مردم ولايت مى‏يابد.

 ب.  براى امام، ويژگى‏هايى از قبيل عصمت و علم و... شمرده شده . روشن است كه يافتن و شناختن كسى كه داراى اين صفات - آن هم در عالى‏ترين درجه - باشد تنها به وسيله خداوند كه داناى به آشكار و نهان انسانهاست، امكان‏پذير است. همان‏گونه كه خداوند در قرآن كريم به حضرت ابراهيم‏عليه السلام مى‏فرمايد:

 من تو را به مقام امامتِ مردم قرار دادم.


منبع : مقاله ضرورت طرح مباحث مهدویت - بنیاد حضرت مهدی موعود (علیه السلام)
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 19:15  توسط منتظر  | 

 

                     

از بررسى مجموع رواياتى كه درباره‏ى مسجد سهله رسيده، به اين نتيجه مى‏رسيم كه براى مسجد سهله ويژگى‏هاى فراوان و امتيازات بى شمار است كه به گوشه‏اى از آن‏ها در اين جا اشاره مى‏كنيم. براى رعايت اختصار، فقط به شماره‏ى حديث و يا احاديثى كه به آن ويژگى دلالت مى‏كند، در داخل كروشه اشاره مى‏كنيم.

1- آن جا، از سرزمين كوفه است.

2- آن جا، اقامت‏گاه پيامبران و صالحان است.

3- آن جا، اقامت‏گاه جانشينان حضرت مهدى (عليه‏السّلام) است

4- آن جا، اقامت‏گاه حضرت ابراهيم (عليه‏السّلام) بود.

5- آن جا، اقامت‏گاه حضرت ادريس (عليه‏السّلام) بود.

6- آن جا، اقامت‏گاه حضرت بقيةاللّه، أرواحنا فداه، است. 

7- آن جا، اقامت‏گاه دائمى آن حضرت است.

8- آن جا، پايگاه حضرت خضر (عليه‏السّلام) است.

9- آن جا، تربتى هست كه همه‏ى پيامبران از آن آفريده شده‏اند. 

10- آن جا، رهگذر راهيان بهشت است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 17:23  توسط منتظر  | 

اين جمعه هم گذشت تو اما نيامدی..........

پايان سبز قصه دنيا!!نيامدی...........

مانده ست دل اسير هزاران سوال تلخ

ای پاسخ هر آن چه معما!!!نيامدی.....

کز کرده اند پنجره ها در غبار خويش

ای آفتاب روشن فردا!نيامدی....

افسرده دل به دامن تفتيده کوير

ای روح آسمانی دريا!!!نيامدی....

ای حس پاک گمشده روح روزگار!

زيباترين بهانه دنيا!نيامدی........

ای از تبار آينه ها!ای حضور سبز!

ای آخرين ذخيره طاها!نيامدی......

اين جمعه هم گذشت و غزل ناتمام ماند

اين است قسمت دل من تا نيامدی

 

 

اللهم عجل لوليک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 15:15  توسط منتظر  | 

 

امير المؤمنين(ع) در خطبه عيد فطر مى فرمايد:

«الا و ان المضمار اليوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغاية النار». (1)

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است:

«مر الحسن (ع) فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و ايم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى ء مشغول باسائته. ثم مضى ». (2)

در اين حديث، امام حسن (ع) انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن مى دانند.

لذا حضرت على (ع) در ويژگى هاى عيد فطر مى فرمايند:

1- روزى كه نيكوكاران ثواب مى برند.

«هذا يوم يثاب فيه المحسنون ».

2- روزى كه گنهكاران زيان مى بينند.

«و خسر فيه المبطلون »

3- شبيه ترين روز به روز قيامت است.

«اشبه بيوم قيامكم ».

چون در قيامت عده اى كه زيان كارند، تاسف مى خورند و غضبناك مى گردند و عده اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مى شوند.

4- روز عبرت گرفتن.

«فاذكروا بخروجكم »

وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج مى شويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت.

«من الاجداث الى ربكم »

وقتى در جايگاه نماز خود مى ايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى مى ايستيد و از شما حسابرسى مى كنند.

«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم »

وقتى از نماز به منازلتان بر مى گرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت خواهيد رفت.

«و اذكروا منازلكم فى الجنة »

5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.

«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم ».

 

منابع :

۱) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.

2) تحف العقول، ص 170.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:59  توسط منتظر  | 

 

يك مساله ديگر اين است كه آيا در اين زمان ذكر اسم امام زمان، عليه‏السلام، به طور صريح و مشخص، جائز است‏يا خير؟ در بعضى روايات وارد شده كه نبايد صريحا اسم امام زمان، عليه‏السلام، را بيان كنيم بلكه بايد بگوييم (م‏ح‏م‏د) در روايتى آمده است:

«لا يحل لكم ذكره باسمه‏» بنابراين اصلا ذكر نام حضرت مباح نيست. بعضى از اعاظم و علماى دين مستقلا در اين موضوع كتاب نوشته‏اند.  شيخ حر عاملى در اين مساله كتاب مستقلى تاليف نموده است.  مرحوم ميرداماد كتاب مستقلى در اين مساله به نام «شرعة‏التسمية‏» تاليف و بر حرمت ذكر نام اصلى امام زمان، عليه‏السلام، استدلال كرده است.

شيخ صدوق  كه متخصص و استاد جمع روايات مربوط به امام زمان، عليه‏السلام، است در كمال‏الدين مى‏فرمايد:

«والذى اذهب اليه ما روى فى‏النهى من التسمية‏» 

آنچه من بدان مايل شده‏ام رواياتى است كه در آنها از تسميه نهى شده است.

درباره فتوى به حرمت ذكر نام; صريح امام زمان، عليه‏السلام، معتقدان به اين راى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طبرسى، سيد اسماعيل عقيلى مولف «كفاية‏الموحدين‏»، ميرداماد، علامه مجلسى، محدث نورى... هر كدام به گونه‏اى به حرمت فتوى داده و آن را به زمان خاص و يا با شرايط مخصوص مقيد نموده و برداشتهاى گوناگونى از روايات مربوطه نجم‏الثاقب‏»  تاليف محدث نورى و ديگر مصادر مربوطه از مشروح مباحث و مطالب آگاهى حاصل نمود.

لكن الان قول ديگرى حاكم است و آن اينكه هيچ يك از مراجع معظم تقليد ما ذكر نام امام‏زمان، عليه‏السلام، را حرام نمى‏دانند زيرا رواياتى را كه در اين خصوص صادر شده ناظر به زمان تقيه مى‏دانند و استدلال مى‏نمايند كه در روايات مربوطه به امام زمان، عليه‏السلام، بيان شده كه نام آن حضرت، نام پيامبر، و كنيه‏اش، كنيه پيامبر، صلى‏الله‏وعليه‏وآله، است. خوب وقتى بنا باشد كنيه پيامبر درباره ايشان علنا مطرح باشد; نام پيامبر نيز علنا در مورد ايشان مطرح شود، اين زمينه‏اى مى‏شد براى اينكه دشمنان حضرت مهدى را شناسايى كرده و جان ايشان را مورد خطر و تهديد قرار دهند و اين مربوط به زمان تقيه و خطر بوده است.

پس توجه مى‏شود كه اين مساله از آن مسائلى است كه به تعبير امام راحل، قدس سره‏الشريف، شرايط زمان و مكان به عنوان عناصر مؤثرى در اجتهاد دخالت دارد و تاثير مى‏گذارد.  برداشت و استنباط فقهاى ما اين است كه اين روايات به زمان تقيه نظارت دارد يعنى زمانى كه خلفاى عباسى با شدت هر چه تمامتر از همه احتمالات و اخبار براى رديابى امام زمان، عليه‏السلام، استفاده مى‏كردند تا آن حضرت را يافته و نابود نمايند. اما الان كه آن تقيه وجود ندارد لذا آن حركت هم منتفى است. بنابراين ذكر نام امام زمان، عليه‏السلام، «حرمت مادامى‏» است‏يعنى مادامى كه تقيه حاكم بوده ذكر نام صريح امام، عليه‏السلام، حرام بوده است اما وقتى تقيه‏مرتفع‏شدحرمت‏هم‏مرتقع‏مى‏شود.

در اين ميان بعضى از بزرگان بين دو قول مطرح در اين مساله جمع كرده‏اند و گفته‏اند به استناد بعضى از روايات ذكر نام صريح حضرت، عليه‏السلام، در ملاء عام و محافل و مجالس جائز نيست امادر غير اين موارد، بيان نام امام زمان، عليه‏السلام، اشكال ندارد. كما اينكه شيخ مفيد در ارشاد  و محدث نورى در النجم‏الثاقب  و شيخ صدوق دراعتقادات  نام شريف آن حضرت را ذكر كرده‏اند و چنانكه گفته شد تفصيل و تشريح موضوع را بايد از مدارك و مصادر خاصه به دست آورد.

 

دانستنی هایی درمورد حضرت مهدی (عیله السلام) - سید علی شفیعی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 19:5  توسط منتظر  | 


 آخرين ستاره درخشان آسمان امامت، در همان سال‏هاى آغاز زندگى، به سؤالات شيعيان در موارد گوناگون، پاسخ‏هاى محكم و قانع كننده مى‏داد و دلگرمى و آرامش خاطر آنان را فراهم مى‏كرد. براى نمونه روايتى را به اختصار نقل مى‏كنيم:

 سعد بن عبدالله قمى از بزرگان شيعه به همراه احمد بن اسحاق قمى وكيل امام حسن عسكرى‏عليه السلام براى طرح سؤالات و دريافت پاسخ آن‏ها به محضر امام يازدهم شرفياب مى‏شود. او جريان اين ديدار را چنين نقل كرده است:

 چون خواستم سؤال كنم، امام عسكرى‏عليه السلام به فرزندش اشاره كرد و فرمود: از نور چشمم سؤال كن! در اين هنگام كودك رو به من كرده فرمود: هر چه مى‏خواهى سؤال كن! ... پرسيدم: مقصود از «كهيعص» [از حروف مقطعه قرآن ]چيست؟ فرمود: اين حروف از خبرهاى غيبى است. خداوند بنده [و پيامبر] خود زكريّا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را براى محمدصلى الله عليه وآله وسلم باز گفته است. داستان از اين قرار است كه زكريّاعليه السلام از پروردگارش خواست تا نام‏هاى پنج تن [آل‏عبا] را به او بياموزد. خداوند متعال جبرئيل‏عليه السلام را بر او فرو فرستاد و آن نام‏ها را به او ياد داد. زكريّا چون [نام‏هاى مقدس ]محمد6 و على و فاطمه و حسن: را بر زبان مى‏آورد اندوه و گرفتاريش برطرف مى‏شد و وقتى حسين‏ را ياد مى‏كرد، بغض گلويش را مى‏گرفت و مبهوت مى‏شد. روزى گفت: بارالها چرا وقتى آن چهار نفر را ياد مى‏كنم از اندوه‏ها و نگرانى‏هايم راحت شده و دل‏آرام مى‏شوم و چون حسين‏عليه السلام را به ياد مى‏آورم، اشكم جارى و ناله‏ام بلند مى‏شود؟! خداوند او را از داستان حسين‏عليه السلام آگاه كرد و فرمود: «كهيعص» [رمز اين داستان است‏]. «كاف» رمز كربلا و «هاء» رمز هلاكت خاندان [او] و «ياء» كنايه از نام «يزيد» كه جفاكننده نسبت به حسين‏عليه السلام است مى‏باشد و «عين» اشاره به عطش و تشنگى او دارد و «صاد» نشانه صبر و استقامت امام حسين‏عليه السلام است... .

 گفتم: اى مولاى من! چرا مردم از برگزيدن امام براى خود منع شده‏اند؟

 فرمود: [مقصود تو برگزيدن‏] امام مصلح است يا امام مُفسد؟ گفتم: امام مصلح [كه جامعه را اصلاح كند]. فرمود: با توجه به اينكه هيچكس از درون ديگرى آگاه نيست كه به صلاح و درستى مى‏انديشد يا به فساد و تباهى، آيا احتمال ندارد كه برگزيده مردم، مُفسِد (و اهل تبهكارى) باشد؟ گفتم: آرى، امكان دارد. فرمود: علّت، همين است.و

 گفتنى است كه در ادامه روايت، امام مهدى‏عليه السلام علّت ديگرى نيز بيان كرده‏اند و به سؤالات ديگر هم پاسخ فرموده‏اند كه براى رعايت اختصار از بيان آن‏ها خوددارى شد.



منبع: دوران اختفا وپنهان زیستی حضرت (علیه السلام) - بنیاد حضرت مهدی موعود (علیه السلام)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 11:36  توسط منتظر  | 

                       

توقيت

توقيت در لغت يعنی وقت معين کردن , و منظور از آن تعيين وقت برای ظهور ولیّ عصر حضرت بقية الله ارواحنا فداه است .

در اسلام و قرآن برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه وقت معینی بیان نشده و هيچکس حتی پيامبر و ائمه عليهم السلام هم در اين باره وقتی تعيين نفرموده و وقّات (کسیکه وقتی برای ظهور تعیین کند) را دروغگو و کذّاب دانسته اند !

1 فضيل گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم :

آيا برای اين امر (ظهور ) وقتی تعيين شده است؟ حضرت فرمود:

وقت تعيين کنندگان دروغ می گويند ( اين کلام راسه بار تکرار فرمودند! ).

2 مفضّل بن عمر می گويد: از مولايم امام صادق عليه السلام پرسيدم:

آيا مأموريت مهدی منتظر وقت معينی دارد که بايد مردم بدانند کی خواهد بود؟

فرمود: حاشا که خداوند وقت ظهور او را طوری معين کند که شيعيان ما آنرا بدانند.

3 عبد الرحمن فرزند کثير می گويد: خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بودم که مهزم اسدی حضورش شرفياب شد و گفت:

قربانت گردم , برای ما بفرمائيد , ظهور قائم آل محمد صلی الله عليه وآله وسلم که انتظار آنرا می کشيد کی خواهد بود ؟ طولانی شده !

حضرت فرمود: ای مهزم , آنهايی که برای آن وقت تعيين می کنند دروغ می گويند !

و آنان که برای ظهورش شتاب می نمايند به هلاکت می رسند !

و آنهايی که تسليم مقررات خدايند نجات می يابند , و سرانجام به سوی ما باز می گردند !

روشن است که منظور از عدم تعيين وقت در اينجا , همان مشخص و معلوم ساختن سال ظهور آن گرامی , به طور دقيق است , چرا که انبوه روايات رسيده از اهل بيت عليهم السلام که نشانه های قطعی ظهور را بيان می کند , همگی بيانگر آن است که با پيدايش اين نشانه ها ظهور امام عصر ارواحنا فداه نزديک می گردد . و بايد بدانيم اين مسأله هم مانند بسياری مسائل ديگر از حکمت های الهی است و علاوه بر اينکه باعث آزمايش مردم و جدا شدن مدعيان دروغين از مؤمنان واقعی می شود آثار تربيتی ديگری نيز دارد.


منبع : مقاله تاریخ ظهور - شناختنامه امام مهدی (علیه السلام)
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:0  توسط منتظر  | 

چند عکس برای پس زمینه موبایل

احادیثی از انتظارفرج :

برترین اعمال امت من انتظار فرج است . « پیامبر اکرم (ص) »

در انتظار فرج باشید واز رحمت خدا نومید نشوید . « امام علی (ع) »

آن که منتظر فرج ما است ، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده  باشد . « امام علی (ع) »

منتظران ظهور امام مهدی (عج ) برترین اهل هر زمان اند . « امام سجاد (ع) »

در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش . « امام صادق (ع) »

آنکه به ما ایمان آورد وسخن ما را تصدیق کند منتظر امر [ فرج ]  ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد .  « امام صادق (ع) »

منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است واز ایشان دفاع می کند . « امام صادق (ع) »

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 20:53  توسط منتظر  | 

" يا كابلي إن أولي الامر الذين جعلهم الله عز وجل أئمة الناس وأوجب عليهم طاعتهم : أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام ، ثم الحسن عمي ، ثم الحسين أبي ، ثم انتهى الامر إلينا . ثم سكت . فقلت له : يا سيدي روي لنا عن أمير المؤمنين عليه السلام أن الأرض لا تخلو من حجة لله تعالى على عباده ، فمن الحجة والامام بعدك ؟ قال : ابني محمد واسمه في صحف الأولين باقر ، يبقر العلم بقرا ، هو الحجة والإمام بعدي ، ومن بعد محمد ابنه جعفر واسمه عند أهل السماء الصادق ، قلت : يا سيدي فكيف صار اسمه الصادق وكلكم صادقون ، قال : حدثني أبي ، عن أبيه عن رسول الله صلى الله عليه وآله قال : إذا ولد ابني جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب فسموه الصادق ، فإن الخامس من ولده الذي اسمه جعفر يدعي الإمامة اجتراء على الله وكذبا عليه فهو عند الله ( جعفر الكذاب ) المفتري على الله تعالى ، والمدعي لما ليس له بأهل ، المخالف لأبيه والحاسد لأخيه ، وذلك الذي يروم كشف ستر الله عز وجل عند غيبة ولي الله ، ثم بكى علي بن الحسين عليه السلام بكاء شديدا ، ثم قال : كأني بجعفر الكذاب وقد حمل طاغية زمانه على تفتيش أمر ولي الله ، والمغيب في حفظ الله والتوكيل بحرم أبيه جهلا منه برتبته ، وحرصا منه على قتله إن ظفر به ، ( و ) طمعا في ميراث أخيه حتى يأخذه بغير حق . فقال أبو خالد فقلت : يا ابن رسول الله وإن ذلك لكائن ، فقال : إي وربي إن ذلك مكتوب عندنا في الصحيفة التي فيها ذكر المحن التي تجري علينا بعد رسول الله صلى الله عليه وآله ، فقال أبو خالد فقلت : يا ابن رسول الله ثم يكون ماذا ؟ قال : ثم تمتد الغيبة بولي الله الثاني عشر من أوصياء رسول الله صلى الله عليه وآله والأئمة بعده يا أبا خالد إن أهل زمان غيبته القائلين بإمامته والمنتظرين لظهوره أفضل من أهل كل زمان ، فإن الله تبارك وتعالى أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة ، وجعلهم في ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدي رسول الله صلى الله عليه وآله بالسيف ، أولئك المخلصون حقا وشيعتنا صدقا ، والدعاة إلى دين الله عز وجل سرا وجهرا . وقال عليه السلام : انتظار الفرج من أعظم الفرج "


* ابراهيم بن زياد ، از ابوحمزهء ثمالى ، از ابوخالد كابلى نقل كرده كه گفت : امام زين العابدين عليه السلام فرمود : اى كابلى ، أولي الأمر كه خداوند آنان را امامان و پيشوايان مردم قرار داده و اطاعت ايشان را واجب ساخته است ، و آنان عبارتند از : اميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام سپس عمويم امام حسن و پس از او پدرم امام حسين تا آنكه كار امامت به من رسيد ، سپس حضرت ساكت شد . عرض كردم : اى سرور من از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه فرمود : زمين از حجت خدا بر بندگان خالى نخواهد ماند ، پس امام وحجت بعد از شما چه كسى خواهد بود ؟ فرمود : پسرم محمد كه نام او در كتب الهى ( صحف الاولين ) باقر بوده كه علوم را مىشكافد و او حجت و امام بعد از من مىباشد وپس از او پسرش جعفر است كه در نزد اهل آسمان صادق ناميده مىشود . عرض كردم : اى سرور من چگونه فقط نام او صادق است در حاليكه شما همه صادق مىباشيد ؟ فرمود كه پدرم از پدرش از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : زمانيكه پسرم جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن أبي طالب به دنيا آمد او را ، صادق بناميد . و پنجمين فرزند او ( امام صادق عليه السلام ) كه نامش جعفر است به دروغ ادعاى امامت مىكند واو نزد خداوند ، جعفر كذاب ، مىباشد كه به خداوند افترا بسته و چيزى را كه اهل آن نيست بعنوان مخالفت با پدرش وحسادت با برادرش ادعا مىنمايد و او همان كسى است كه آرزو مىكند هنگام غيبت امام زمان از اسرار الهى خبردار گردد . آنگاه على بن الحسين ( ع ) بشدت گريست و فرمود : گويا مىبينم كه جعفر كذاب حاكم ستمگر را براى تفتيش و جستجوى حضرت مهدى و امر ولى الله ( ع ) كه در پناه و حفظ الهى غايب شده بود راهنمائى كرد و از خليفه مىخواست كه وكيل پدرش امام هادى عليه السلام شده و امور آن حضرت به او واگذار گردد ، در حاليكه نمىداند پست تر از آن است كه چنين لياقتى داشته باشد ، وهمچنين قصد داشته كه چنانچه به حضرت مهدى عليه السلام دست يابد او را كشته وميراث برادرش را بنا حق غصب نمايد . راوى ( ابو خالد كابلى ) مىگويد عرض كردم : اى فرزند رسول خدا آيا اينها شدنى است ؟ فرمود : آرى بخدا سوگند ، اينها همه در صحيفه اى كه در آن وقايع غم انگيزى كه بر ما پس از رسول خدا صلى الله عليه وآله جارى مىگردد ، نوشته شده است ، ابو خالد مىگويد عرض كردم : اى پسر رسول خدا پس از آن چه خواهد شد ؟ فرمود : سپس غيبت امام دوازدهم از جانشينان رسول خدا صلى الله عليه وآله و امامان پس از پيامبر صلى الله عليه وآله طولانى خواهد گشت . اى ابا خالد كسانى كه در زمان غيبت قائل به امامت آن حضرت بوده و منتظر ظهور آن حضرت بمانند برترين اهل هر زمان بوده و خداوند متعال چنان عقل وفهم و معرفتى به آنها عطا كرده كه زمان غيبت براى آنها مانند زمان حضور ومشاهده مىگردد و ايشان را در آن زمان بمنزله مجاهدين در ركاب رسول الله صلى الله عليه وآله قرار داده است وآنها حقيقتا شيعيان خالص ما و دعوت كنندگان به دين خداوند متعال در پنهان وآشكار خواهند بود وحضرت فرمود : انتظار فرج از بزرگترين و برترين فرج هاست .



المصادر :
* : مختصر إثبات الرجعة : ح 8 - حدثنا صفوان بن يحيى - رضي الله عنه - قال : حدثنا إبراهيم بن زياد ، عن أبي حمزة الثمالي ، عن أبي خالد الكابلي ، قال : دخلت على سيدي علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عليهم السلام فقلت : يا ابن رسول الله ، أخبرني بالذين فرض الله طاعتهم ومودتهم وأوجب على عباده الاقتداء بهم بعد رسول الله صلى الله عليه وآله . فقال : -
* : كمال الدين : ج 1 ص 319 ب 31 ح 2 - حدثنا علي بن عبد الله الوراق قال : حدثنا محمد بن هارون الصوفي ، عن عبد الله بن موسى ، عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني رضي الله عنه قال : حدثني صفوان بن يحيى ، عن إبراهيم بن أبي زياد ، عن أبي حمزة الثمالي ، عن أبي خالد الكابلي قال : دخلت على سيدي علي بن الحسين زين العابدين عليهما السلام فقلت له : يا ابن رسول الله أخبرني بالذين فرض الله عز وجل طاعتهم ومودتهم ، وأوجب على عبادة الاقتداء بهم بعد رسول الله صلى الله عليه وآله ؟ فقال لي : - كما في مختصر إثبات الرجعة ، بتفاوت يسير .
وفي : ص 320 - وحدثنا بهذا الحديث علي بن أحمد بن موسى ، ومحمد بن أحمد الشيباني وعلي بن عبد الله الوراق ، عن محمد بن أبي عبد الله الكوفي ، عن سهل بن زياد الآدمي عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني رضي الله عنه ، عن صفوان ، عن إبراهيم أبي زياد عن أبي حمزة الثمالي ، عن أبي خالد الكابلي ، عن علي بن الحسين عليهما السلام : -
* : إعلام الورى : ص 384 ف 2 - كما في كمال الدين ، بتفاوت يسير ، عن ابن بابويه .
* : قصص الأنبياء : ص 365 ف 15 ح 438 - كما في كمال الدين ، بتفاوت يسير ، عن ابن بابويه ، إلى قوله ( سرا وجهرا ) وفيه ( . . المخالف على الله . . كشف سر الله . . بحرمة الله ) .
* : الاحتجاج : ج 2 ص 317 - 318 - كما في كمال الدين ، مرسلا عن أبي حمزة الثمالي ، عن أبي خالد الكابلي .
* : الخرايج : ج 1 ص 268 ب 5 ح 12 - بعضه ، مرسلا عن أبي خالد الكابلي : - من قوله ( من الامام بعدك ) إلى قوله ( والمغيب في حفظ الله ) .
* : إثبات الهداة : ج 1 ص 514 ب 9 ف 6 ح 248 - عن كمال الدين ، وقال ( ورواه الطبرسي في الاحتجاج عن أبي حمزة ، ورواه الراوندي في كتاب قصص الأنبياء ، عن ابن بابويه بالسند السابق ، ورواه الفضل بن شاذان في كتاب إثبات الرجعة عن صفوان بن يحيى ، مثله ) .
وفي : ج 3 ص 9 ب 17 ف 2 ح 11 - بعضه ، عن كمال الدين .
* : حلية الأبرار : ج 2 ص 138 ب 2 - كما في كمال الدين بتفاوت يسير ، عن ابن بابويه ، وفيه ( . . ميراث أخيه ) .
* : غاية المرام : ص 203 ب 25 ح 37 - عن كمال الدين ، وفي سنده ( ابن أبي البلاد ، بدل : ابن أبي زياد . . وخالد ، بدل أبي خالد . . ) وفيه ( . . يا كابلي . . أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ثم انتهى . . من ولده الذي اسمه . . والمدعي ما ليس له المخالف . . كشف سر الله ، والموكل بحرم أبيه . . في ميراث أخيه . . انتظار الفرج ، من أفضل العمل ) .
* : البحار : ج 36 ص 386 ب 44 ح 1 - عن الاحتجاج وكمال الدين .
وفي : ج 50 ص 227 ب 6 ح 2 - عن الاحتجاج .
وفي : ج 52 ص 122 ب 22 ح 4 - بعض أجزائه ، عن الاحتجاج .
* : العوالم : ج 15 الجزء 3 ص 258 ب 5 ح 1 - عن الاحتجاج ، وعن كمال الدين بسنديه .
* : منتخب الأثر : ص 243 ف 2 ب 24 ح 1 - عن كمال ال
دين .

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 3:10  توسط منتظر  |