تبليغاتX

شميم عاشقي
برای آن گلی که با آمدنش بهار می شود

 

 

 

 

              


قالَ امام جواد (عليه السلام): مَنِ اسْتَغْنى بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَيْهِ، وَ مَنِ اتَّقَى اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ كَرِهُوا.

فرمود: هر كه خود را به وسيله خداوند بى نياز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر كه تقواى الهى را پيشه خود كند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار مى گيرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.



[16] - بحارالأنوار: ج 75، ص 79، ح 62.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:14  توسط منتظر  | 

 

من به آمار زمین مشکوکم !

اگر این سطح پر از آدم هاست

پس چرا یوسف زهرا تنهاست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 22:3  توسط منتظر  | 

 

به گزارش خبرگزاري فارس، قادر طراوت‌پور شاعر برگزيده كنگره بين‌المللي شعر فجر، كنگره جهاني پيامبر اعظم، كنگره سراسري طريق جاويد و كنگره اشكواره حسيني كه تجربه شعرخواني در حضور مقام مقام معظم رهبري را نيز دارد، شعر خود در حمايت از محمود احمدي‌نژاد را به خبرگزاري فارس، ارسال كرده است.
او در اين شعر مي‌گويد:

«اينجا انتخابات است
پايگاه مردم سالاري ديني
در وقاحتي بي‌كرانه
مردي را بر صليب مي‌كنند
به جرم اين كه 2 بار به روستاي ما آمده است
و با پيرمردان دست چروكيده روستايي دست داده است
و پيرزنان ايلياتي براي او كل زده‌اند
اينجا انتخابات است
پايگاه بر دار رفتن مردي
كه پرچمي سه رنگ را بر درفش زمين مانده شهدا علم كرده است
اما اسكندران خودي
بر كاكل تخت جمشيد انقلاب
آتش فتنه‌اي مي‌اندازند
تا شعله زلف دختركان نابالغ
از زير روسري‌هاي؟ انقلاب مخملين پريشان كنند
و من شاعر شوم
به دنبال قافيه‌اي براي «غيرت»
تمام فرهنگ لغت‌هاي خاورميانه را بگردم
اينجا انتخابات است
پايگاه پول و پلو و پوستر
«مبل و اتومبيل و موبايل»
همه چيز راه «سبز» و «سياه» ديدن
اينجا تلويزيون است:
بينندگان محترم!
به فيلم سينمايي من توجه فرماييد:
من دلسوز انقلابم
چيز الملتم
..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 14:40  توسط منتظر  | 

كاهن به معناى غيبگو است و"سطيح كاهن "يكى از مشهورترين غيبگويان تاريخ است. وى از مردم يمن بوده وهمواره بر زمين افتاده بود وميگويند 50 سال عمركرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى دركتاب "بحارالانوار" ازكتاب مشارق الانوار تأليف حافظ رجب برسى، كه از علما ومحدثان شيعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطيح كاهن بدين مضمون نقل نموده است:



  • منجم يهودى   

  هنگام تولد حضرت ولى عصر(ع)منجمى يهودى در قم اقامت مى كرد كه در آن سامان شهرت بسزايى داشت. احمد بن اسحاق كه از شخصيت هاى معروف قم و وكيل امام حسن عسكرى (ع)در قم بود، پيش منجم يهودى رفت وگفت: براى ما در فلان روز مولودى به دنيا آمده است، فالى او را براى ما ببين. يهودى گفت: آن چه من از محاسبه هاى خود به دست مى آورم، اين است كه او يا پيامبر خواهد بود و يا وصي پيامبر. او شرق و غرب جهان را تحت حكومت و سيطره خود در خراهد آورد. من چنين در مى يابم كه احدى روى زمين نمى ماند، جز اين كه در برابر او تسليم مى شود(1)




  • سطيح كاهن
   
  كاهن به معناى غيبگو است و"سطيح كاهن "يكى از مشهورترين غيبگويان تاريخ است. وى از مردم يمن بوده وهمواره بر زمين افتاده بود وميگويند 50 سال عمركرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى دركتاب "بحارالانوار" ازكتاب مشارق الانوار تأليف حافظ رجب برسى، كه از علما ومحدثان شيعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطيح كاهن بدين مضمون نقل نموده است: ذاجدن پادشاه براى استفسار از موضوعى كه در آَن ترديد داشت به دنبال سطيح كامن فرستاد . چون سطيح آَمد خواست او را امتحان كند، لذا يك دينار دركفش خود پنهان كرد و آَن گاه به وى اجازه داد كه داخل شود. چون وارد شد، شاه گفت: اى سطيح براى تو چه پنهان كرده ام سطيح گفت: دركفش خود يك دينار پنهان كرده اى شاه پرسيد: اين را ازكجا دانستى؟ سطيح گفت: از يك نفر جن كه مانند برادر، همه جا با من همراه است. شاه گفت: اى سطيح از آَن چه در روزگاران پديد مى آَيد مرا مطلع گردان سطيح گفت: هنگامى كه نيكان از ميان بروند واشرار به جاه و مقام برسند، و مقدرات الهى را تكذيب نمايند، واموال را به سختى حمل كنند... و اختلاف كلمه پديد اَيد... ستارهء دنباله دارى كه عرب را پريشان كند، طلوع نمايد. در آَن هنگام، باران نبارد و رودها خشك شود و اوضاع روزگار دگرگون گردد... آن گاه مردى از اولاد صَخر (3) خروج ميكند وپرچم هاى سياه را به پرچم هاى سرخ تبديل مى نمايد و محرمات را مباح ميگرداند... در آن موقع مهدى فرزند پيغمبر ظاهر مى شود و اين در وقتى است كه مظلومى در مدينه وپسر عموى وى در خانه خداكشته شود .... او حق را به اهل حقبرگرداند و ميهماني را در ميان مردم افزون گرداد و با عدالت خوى غبار ضلالت را از ميان ببرد (4)



پینوشت ها:
1.روزگار رهايي ج 1، ص 141.
2. بحارالانوار ج 51، ص 65 غيبة طوسى، ص 13 1 كشف الغمه، ج 3، ص 263 و 267.
3. صَخر: نام ابوسفيان پدر معاويه است و مقصود از او سفيانى مشهور مى باشد.
4.بحارالانوار ج 51 ص 162

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 13:53  توسط منتظر  | 

در پی روشنگری(!) هایی که جدیداً آیات صغار مجتهد شبستری و آغاجری (بالاخره آغاجری با قاف است یا غین؟) انجام داده اند، بسیاری با انداختن میس کال از آنها خواستند تا رساله خود را رونمایی کنند تا مردم از آنها تقلید کنند. مجتهد شبستری و آغاجری (بالاخره آغاجری با قاف است یا غین؟) نیز این درخواست را لبیک گفته و برای شروع، گوشه ای از دایرة المعارف فقهی خود را رونمایی کردند:

روزه: یعنی امساک از حلال از اذان صبح تا طلوع آفتاب.

روزه کله گنجشکی: امساک از آب‌نبات از اول اذان صبح تا آخر اذان صبح.

تبصره: کسانی که احتمال می دهند در صورت روزه گرفتن ممکن است شاید به احتمال ضعیف، دچار ناراحتی شوند، بر آنها از شیر سگ حرام‌تر است، روزه بگیرند.

جهاد: فحش دادن در دستشویی به دشمنان اسلام. در صورتی که آدم دستشویی نداشت و از طرفی تأخیر در جهاد خطری را متوجه اسلام می نمود، بر مجاهدین واجب است تا زیر پتو رفته و فحش بدهند.

شرایط جهاد: جهاد یک واجب خفایی است. یعنی باید در خفا انجام بگیرد تا موجب وهن اسلام نشود.

حجاب: یعنی پوشاندن بخشی از نیمی از قسمتی از قسمت‌هایی از بدن که نامحرم نباید ببیند.

تبصره: اینکه چه قسمت‌هایی از بدن را نامحرم نباید ببیند، به انتخاب نامحرم می باشد.

تبصره: نامحرم خودش باید شعور داشته و بعضی از قسمتها را انتخاب کند دیگر...

تولّی: نوعی احساس قرابت. یعنی اینکه اگر فرد مورد تولی واقع شده وجود داشته باشد، احساس بدی به ما دست ندهد.

تبرّی: نوعی مبارزه با نفس(!؟) درجات پایین جهاد.

امر به معروف: اگر غذایی را خوردیم و خوشمزه بود، دستور طبخ آن را به همه بدهیم.

نهی از منکر: اگر دیدیم کسی زباله ای را بر زمین افکند، به خودمان تذکر دهیم که ما نباید از این رفتارها انجام دهیم.

خمس: یعنی آنقدر پول از راه های مختلف بدست بیاوریم تا یک پنجم آن حق واقعی ما باشد.

زکات: نداریم.

عزاداری: بالاخره آدم مادرش می میرد ناراحت می شود دیگر.

بیت المال: خانه مال. جایی که مال در آن نگهداری می شود. یک آپارتمان نقلی دوخوابه که می‌تواند در تملک هر کسی در بیاید.

علم آموزی: بر همگان واجب است. هر کس موظف است حداقل حروف الفبا و تفاوت حرف‌های هم‌صدا (مثل ص و ث و س یا ...) را بیاموزد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 22:40  توسط منتظر  | 

 

طنز

ای خدا
ای خالق دموکراسی
ای پدید آورنده لیبرالیسم
ای دوستدار گفتگوی تمدنها
ای وحی کننده به مذاکرات چند جانبه
ای معز ما
ای مذل دولت نهم
ای صاحب مقداری از حقیقت
اي نسبي
ای دلربا
ای صاحب بزرگترین عبای شکلاتی

تو را به حق آزادی مطلق
تو را به عظمت جامعه مدنی
تو را به عزت 18 تیر
تو را به اشک زنان فمینیست
و تو را به بحران‌هاي 9 روزه
قسمت می دهیم

باران صلح نوبلت را برما نازل کن
75 میلیون کنگره را افزون فرما
دانشگاه هاوایی را احیا کن
بذر محبت ما را در دل اوباما بکار
اول شهید راه آزادی آبراهام عزیز را شفیع ما در محشر قرار ده

خدایا!
به این ملت مجددا ذره ای، فقط به اندازه ذره ای شعور سیاسی ببخش!
تا اشتباه 5 انتخابات اخیر خود را تکرار نکنند

بارالها!
جامعه باز را از ما مگیر
غنی سازی را از ما بگیر
روح پوپر عزیز را از ما راضی گردان
به فوکو جان طول عمر با عزت عطا کن
ای صاحب قبض و بسط
ای پلورالیسم

معبودا!
در این دوره‌ی سیاه تحجریسم
در این فضای فاشیستی
در این جو پوپولیستی
در اوضاع نابسامان میلیتاریستی
در این حکومت طالبانیسم
در این جامعه واپسگرا
در این زمانه سخت سفرهای استانی
در این دوره چند هزار صدایی

به تخریب های ما قدرت اثر بخشی عطا کن
به فحش‌های ما عینیت ببخش
پیامک های اهانت آمیز ما را به مقصد رسان
دل این جماعت قابلمه به دست دلفین صفت طالب مرگ موش را نسبت به ما نرم کن

کریما!
تو را به عظمت تصورات شاعرانه پیغمبرت
و به خشونت او در جنگ بدر
و به کابینه خطاکار امام حسین
و به دین افیون توده‌هایت
قسم می دهیم
هر آنچه را می خواهی از ما بگیر
اما سایه این بحران شوم اقتصادی را از سر امریکای عزیز بردار

 

رجانیوز

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 0:54  توسط منتظر  | 

                  

این هم یکی از عادات ما محبین اهل بیت علیهم السلام است که هیچ وقت جرات ترک کردن آن را نداشته ایم .هر وقت که قرار بوده راجع به آن حرفی بزنیم با چند جمله کلیشه ای از کنارش رد شده ایم ، مبادا به غیرت شیعه گری ما توهینی شود و ندای وجدانمان بی جواب بماند .

هر زمان که در ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها قرار گرفتیم ، جرات نکردیم بگوییم:"این بانوی وصف ناشدنی اولین سرباز امام زمانش بود ".

و برای تبرئه غفلت های خودمان اینطور تعبیر کردیم "حضرت زهرا سلام الله علیها از شوهرشان دفاع کردند و در راه اثبات ولایت به شهادت رسیدند "

البته بدیهی است که بیش از این حرفی برای گفتن نداشته باشیم چون ما هم ادعای سربازی امام زمانی را داریم که از نظرها پنهان شده است.

خالی از لطف نیست اگر به مناسبت ایام شهادت دلیل خلقت، زاویه دیدمان را کمی تغییر دهیم و به ایشان به عنوان حامی امامت و ولایت نگاه کنیم نه به عنوان یک همسر.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 14:26  توسط منتظر  | 

از پای فتادیم چو آمد غم هجران 

 در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

                                     

                       

 

                                                   صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

تا دگرمادر گیتی چو تو فرزند بزاید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 21:8  توسط منتظر  | 

                                      

نقل شده كه حضرت داود عليه السلام در حال عبور از بيابانى مورچه اى را ديد مرتب كارش اين است كه از تپه اى خاك برمى دارد و به جاى ديگرى مى ريزد.
حضرت داود عليه السلام از خداوند خواست كه از راز اين كار آگاه شود...، مورچه به سخن آمد كه :
(معشوقى دارم كه شرط و ميل خود را آوردن تمام خاكهاى آن تپه در اين محل قرار داده است !)
حضرت فرمود:
(با اين جثّه كوچك ، تو تا كى مى توانى خاكهاى اين تلّ بزرگ را به محل مورد نظر منتقل كنى ، و آيا عمر تو كفايت خواهد كرد؟!)
مورچه گفت :
(همه اينها را مى دانم ولى خوشم اگر در راه اين كار بميرم به عشق محبوبم مرده ام !).
در اينجا حضرت داود عليه السلام منقلب شد و فهميد اين جريان درسى است براى او.

 

ز هرچه غير يار استغفراللّه
ز بود مستعار استغفر اللّه
دمى كان بگذرد بى ياد رويش
از آن دم بى شمار استغفراللّه
 
                          ما برای محبوبمان چه کردیم؟؟؟؟

 

كيمياى محبت : ص 62.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:55  توسط منتظر  | 

 

(سراج الدين سكاكى ) از علماى اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهيان مى زيسته و از مردم خوارزم بوده است .
سكاكى نخست مردى آهنگر بود. روزى صندوقچه اى بسيار كوچك و ظريف از آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسيار كشيد. آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت برد. سلطان و اطرافيان به دقت به صندوقچه تماشا كردند و او را تحسين نمودند.
در آن وقت كه منتظر نتيجه بود مرد دانشمندى وارد شد و همه او را تعظيم كردند و دو زانو پيش روى وى نشستند. سكاكى تحت تاءثير قرار گرفت و گفت : او كيست ؟ گفتند: او يكى از علماء است .
از كار خود متاءسف شد و پى تحصيل علم شتافت . سى سال از عمرش ‍ گذشته بود، كه به مدرسه رفت و به مدرس گفت : مى خواهم تحصيل علم كنم . مدرس گفت : با اين سن و سال فكر نمى كنم به جائى برسى ، بيهوده عمرت را تلف مكن .
ولى او با اصرار مشغول تحصيل شد. اما به قدرى حافظه و استعدادش ‍ ضعيف بود كه استاد به او گفت : آن مساءله فقهى را حفظ كن (پوست سگ با دباغى پاك مى شود) بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنين گفت : (سگ گفت : پوست استاد با دباغى پاك مى شود!) استاد و شاگردان همه خنديدند و او را به باد مسخره گرفتند.
اما تا ده سال تحصيل علم نتيجه اى برايش نداشت و دلتنگ شد و رو به كوه و صحرا نهاد به جائى رسيد كه قطره هاى آب از بلندى بروى تخته سنگى مى چكيد و بر اثر ريزش مداوم خود، سوراخى در دل سنگ پديد آورده بود.
مدتى با دقت نگاه كرد، سپس با خود گفت : دل تو از اين سنگ ، سخت تر نيست ، اگر استقامت داشته باشى سرانجام موفق خواهى شد. اين بگفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگى با جديت و حوصله و صبر مشغول تحصيل شد تا به جائى رسيد كه دانشمندان عصر وى در علوم عربى و فنون ادبى با ديده اعجاب مى نگريستند.
كتابى به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربى نوشت كه از شاهكارهاى بزرگ علمى و ادبى به شمار مى رود.

 

کتاب داستانهاى ما 3/45

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:59  توسط منتظر  | 



فرهادم و سوز عشق شیرین دارم
امید لقاء یار دیرین دارم
طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم
یادش همه شب در دل غمگین دارم
                                              
                                                  امام خمینی
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:24  توسط منتظر  | 

 

شهید محمد هاشم دهقانی:

آقا را از یاد نبرید به خدا تنها آرزوی دیرینه و فریاد همبستگی ما فرج امام بوده است.

شهید عبدالکریم احمدی:

مبادا خدایی نکرده عملی از ما سر بزند که امام زمانمان پیش خدا شرمنده شود.

شهید قدمعلی رحیمی:

می گویند باید امام زمان بیاید و کارها را درست کند ولی منتظران او باید بدانند که اول امام زمان منتظر شماست تا شما را بشناسد.

شهید حسن علی فرخ روز:

ای خمپاره ها و گلوله ها بدنم را سوراخ سوراخ کنید تا شاید قطره های خونی که از بدنم بر زمین ریخته می شود فرج مولایم و فرمانده ام امام زمان را نزدیک گرداند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:20  توسط منتظر  | 

  

 

 باز آیینه و آب و سینی و چای و نبات

باز پنج شنبه و یاد شهدا با صلوات...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:22  توسط منتظر  | 

 

مَنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَنْ أَعْطَانِى شَكَرْتُهُ وَ مَنْ عَصَانِى سَتَرْتُهُ وَ مَنْ قَصَدَنِى أَبْقَيْتُهُ وَ مَنْ عَرَفَنِى خَيَّرْتُهُ وَ مَنْ أَحَبَّنِى ابْتَلَيْتُهُ وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ قَتَلْتُهُ وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَيَّ دِيَتُهُ وَ مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَأَنَا دِيَتُهُ

خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد:

هر كس مرا بخواند اجابت كنم ، و هر كس از من چيزى بخواهد به او عطا كنم ، و هر كس كه در راه من احسان كند، تشكّر كنم ، و آنكه مرا معصيت كند، پرده پوشى كنم ، و هر كس به جانب من بيايد او را ثابت قدم بدارم و هر كس مرا بشناسد او را براى كارهاى پسنديده برگزينم و هر كه مرا دوست بدارد او را به (بلا) مبتلى كنم و هر آنكه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم (توفيق شهادت در راه خود به او نصيب كنم ) و هر كه را من بكشم ديه او را به عهده مى گيرم و ديه هر كس كه به عهده من باشد، وصال خود را ديه او قرار مى دهم .

 

مستدرك الوسائل : ج 18، ص 419 .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 21:24  توسط منتظر  | 

 

از شنبه درون خود تلنبار شدیم

تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم

جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 19:3  توسط منتظر  | 

چهارمین طرح جشن صلوات  110 روزه

به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج)  و سلامتی ایشان

همرهان عزیز اگر همراهی میکنید

 

بسم الله

شروع : ٢۴  ربیع الثانی ۱۴٣٠

برابر با دوشنبه ٣١ فروردین  ١٣٨٨


پایان : نیمه شعبان ۱۴٣٠

برابر با  جمعه ١۶ مرداد ١٣٨٨

 

مدت طرح : ۱۱۰ روز

تعداد ختم صلوات روزانه ۳۱۴ صلوات

( امام زمان (عج) + 313 نفر یاران ایشان )

 

انشاء الله

در صورت تمایل به شرکت در این طرح به ادرس ذیل مراجعه کنید:

http://m-shorideh.persianblog.ir/post/419/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 10:22  توسط منتظر  | 

 

خداوند تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود: اى داود! به بندگان زمينى من بگو: من دوست كسى هستم كه دوستم بدارد و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند و همدم كسى هستم كه با ياد و نام من انس گيرد و همراه كسى هستم كه با من همراه شود، كسى را بر مى گزينم كه مرا برگزيند و فرمانبردار كسى هستم كه فرمانبردار من باشد. هر كس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان يقين حاصل كنم ، او را به خودم بپذيرم و چنان دوستش بدارم كه هيچ يك از بندگانم بر او پيشى نگيرد. هر كس براستى مرا بجويد بيابد و هر كس جز مرا بجويد مرا نيابد. پس - اى زمينيان ! - رها كنيد آن فريبها و اباطيل دنيا را و به كرامت و مصاحبت و همنشينى و همدمى با من بشتابيد و به من خوگيريد تا به شما خوگيرم و به دوست داشتن شما بشتابم

 

مستدرك الوسائل : ج 18، ص 419 .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 17:5  توسط منتظر  | 


مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:
روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ، آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟
عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .
امام عليه السلام فرمود: چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.
و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.
و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتى بود.
عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟
فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.
و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.
و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد

 

إكمال الدّين : ص 327، ح 7، الخرايج والجرايح : ج 2، ص 691، ح 6، با تفاوتى مختصر.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 19:15  توسط منتظر  | 

سلام علی ابراهیم
سلام علی آل یس
سلام علی نوح فی العالمین
سلام علی موسی و هارون
سلام قولا من رب الرحیم
سلام علی المرسلین
سلام هی حتی مطلع الفجر



   به امید آنکه امسال آخرین سال انتظارمان باشد
+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:7  توسط منتظر  | 



در عبارت «السلام على ربيع الانام‏» كه از زيارت نامه آن حضرت نقل شده، به امام زمان(ع) ، ربيع نام اطلاق گرديده است.
يكى از معانى ربيع، بهار است اما، معناى ديگر آن، باران بهاريست، كه زمين را سرشار از نعمت و طراوت مى‏سازد و گلها و گياهان را زندگى نوين مى‏دهد.
«طريحى‏» در مجمع البحرين مى‏نويسد: «الربيع: المطر فى الربيع، سمى ربيعا لان اول‏المطر يكون فيه و به ينبت الربيع. »
يعنى ربيع، بارانى است كه در بهار مى‏بارد، اين باران را ربيع گفته‏اند. زيرا آغاز باران ، در فصل بهار مى‏باشد و به سبب آن ، نباتات در اين فصل مى‏رويند و سرسبز و خرم مى‏گردند.
در المنجد آمده است: « الحظ من الماء للارض . الربيع: مطرالربيع.» در بهاران ، زمين از باران بهره‏مند و پر نصيب مى‏گردد. باران بهارى و اين حظ و بهره زمين از باران را ربيع گويند.
كلمه انام فقط شامل مردم و انسانها نمى‏شود، بلكه معناى عام و گسترده‏اى دارد كه جن و انس را در بر مى‏گيرد و بالاتر از آن ، به تمام موجودات زمين اطلاق مى‏شود و حتى فراتر از آن ، همه هستى را در عالم امكان و هر پديده‏اى را در نظام آفرينش، شامل مى‏گردد.
مجمع البحرين در مفهوم اين واژه چنين گفته است: «الانام بفتح الفاء: الجن و الانس و قيل: الانام ماعلى وجه‏الارض من جميع الخلق‏» و در المنجد گويد: «انم: الانام و الآنام: الخلق .»
در عبارتى كه از زيارت امام عصر نقل شد، حضرت بقية‏الله(ع) «ربيع انام‏» خوانده شده و وجود گرانقدرش تشبيه گرديده به فصل حيات آفرين بهار و باران ثمربخش بهارى.
آرى، اين نور ملكوتى و جلوه ايزدى ، همچون بهار، زندگى و نشاط مى‏آفريند و دلهاى مرده و قلبهاى پژمرده را روح و صفا مى‏بخشد، آنهم نه تنها براى آدميان و نه فقط در محدوده جن و انس، بلكه در تمام جهان آفرينش.
هر پديده‏اى بخواهد زنده شود و شادابى و طراوات معنوى به دست آورد و بصيرت و كمال حقيقى كسب كند و از نور معرفت و عرفان واقعى بهره‏مند شود، بايد به آستان آن بزرگوار رو آورد ، از چشمه زلال ولايتش سيراب گردد، به درگاه وى توسل جويد و از آن رحمت واسعه الهى، استمداد نمايد و فيض گيرد.


سيد جمال‏الدين حجازى

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 12:2  توسط منتظر  |